تبليغاتX
انتظار سبز

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.

پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.

آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند.

بر كسی كه می خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است.

از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود:

ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.

 

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن-  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

 

 

زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و
وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 
 
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت   توسط نغمه  | 

دم دماي غروب جمعه است دلم بدجوري گرفته چند وقتي ميگذره كه اينطوري دلتنگ امام زمانم نشدم يه احساس عجيبي دارم فكر مي كنم  مثل بچگي هام شدم كه پاك بودم و عاري از گناه اون موقع رابطه قلبي عجيبي با امام زمانم داشتم كمتر پيش ميومد عصر جمعه اي برسه و من فراموش كنم كه مسافرم از سفر برنگشته و دلتنگش نشم اما الان يه مدتي كه فكر مي كنم ازش دور شدم اينقدر سرگرم كاراي خودم ميشدم كه نمي فهميدم امروز قرار بوده يه اتفاق جهاني بيفته, شده بودم مثل آدم بزرگا كه هميشه وقت ندارن و شب و روز تو فكر زندگي مادين امروز بعد چند وقت به همون حال قشنگ بچگيم برگشتم فكر كردم چقدر زود بزرگ شدم من هنوز جوونم ودرگيريها و مشغله هاي فكريم كمتر از يه آدمي كه دوبرابر سن منو داره اما چرا بعضي از اونا بيشتر از من به ياد امام زمانن به ياد امام زمان شباي جمعه تو خونشون مجلس ذكر و يادشو به پا ميكنن من چه قدر غافل شدم  شايد خواب ديشبم بي علت با اين دلتنگييم نبوده خواب ميديم كه نيمه شعبانه همه ي مردم تو يه حياط بزرگي نشستن منم تو صفاي اول بودم يه آقايي از روبرو صدام كردبه هم يه ظرفي نشون داد كه توش زولبيا باميه و خوراكي هاي ديگه بودبه هم گفت اينارو  بين مردم ببر بخش كن منم با خوشحالي رفتم اونا ريختم تويه سبد رفتم جلوتر يه جايي كه همه ي خانمها نشسته بودن سبد جلوشون مي گرفتم با مهربوني به هشون تعارف ميكردم به يه خانمي رسيدم كه مريض بود به هش تعارف ميكردم ولي از ترس مريضيش برنميداشت به هش لبخند زدم گفتم اينا تبركه بخور انشااله خوب ميشي سبد خالي شده بود دوباره برگشتم تا پرش كنم ميگفتم اينا رو كوچكتر كنيد جمعيت خيلي زياده به همه برسه ..........يعني اين همه جمعيت تو دنيا هست كه منتظر قلبي امام زمان باشن نه متظر زباني , خدا كنه اين طور باشه .تصمييم گرفتم با خدا درد ودل كنم جانمازمو پهن كردم دوركعت نماز براي سلامتي وفرج امام زمان خوندم تو نماز اشك تو چشام جمع شده بود نمازمو با صداي بلند خوندم .بعد كتاب دعامو باز كردم دعاي سمات كه مخصوص عصراي جمعه است آوردم هنوز يه صفحه نشده بود كه ناخداگاه دوباره به ياد غربت امام زمان افتادم گريه كردم مهرم خيس شده بود فقط مي گفتم الهم عجل لوليك الفرج خدايا كي مي خواي مهدي فاطمه رو برسوني من ميخواستم از دلتنگياي خودم از گرفتاريم برا امام زمان بگم اما دلم نيومد فكر كردم آقا دلش بيشتر از من خونه اون از دست من از دست آدمايي كه به اسم شيعه و مسلمون دارن گناه ميكنن و فرجشو به تاخير ميندازن گرفته, فكر كردم اون بيشتر از من دلشكسته هست خواستم كه اونو براي خودش بخوام نه فقط وسيله براي براورده شدن حاجاتم دوست داشتم زودتر دعاي سماتو تموم كنم و زيارت آل ياسين بخونم و مستقيم با خودش حرف بزنم اون لحظه ها احساس سبكي مي كردم فكر مي كردم اون سيم ارتباطي ميون قلب من و امام زمانم وصل شده خوشحال بودم و تو دلم خدا رو شكر مي كردم .بعد ياد دهه ي فاطميه افتادم چه روزاي خوبي بود ده روز روضه داشيم هر روز منتظر بودم زود عصر بشه و مهموناي حضرت زهرا بيان و براي ساعتي خونمون فضاي روحاني مي گرفت ومن از اينكه براي مهمانهاي مادرم خدمت ميكردم خوشحال بودم حالا چند روز مونده تا ولادت حضرت زهرا از خدا ميخوام كه بازم به هم توفيق خدمت به خاندان محمد (ص) رو بده وتوي روزاي شاديشون شادي كنم با همه ي مردم دنيا .

از خدا ميخوام همي جوان ها  رو مخصوصا جوانان مملكت خودم كه گرفتار غفلت شدن به راه راست هدايت كنه . و زمينه رو براي ظهور عزيز غايب از نظر فراهم كنه.

خدايا فرج مهدي فاطمه را برسان و دل همه ي مردم را با ظهورش شاد كن  

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/31ساعت   توسط نغمه  | 
بسم رب الحجه(عج)
هفته ای دیگر گذشت و امشب باز شب جمعه است. امام(عج) سخت امیدوار است تا طی این هفته، دیگر خلق نبودش را حس کرده باشند، به ضرورت حضورش پی برده باشند و او را و ظهورش را آنقدر خالصانه خواسته باشند تا این جمعه دیگر فرمان قیام صادر شود. امیدوار است که شیعیانش آنقدر مقدمات ظهورش را فراهم آورده باشند و آنقدر خود و جامعه را برای پذیرش امر فرج سازماندهی کرده باشند و خلاصه آنقدر آماده باشند که تا صبح از شوق خواب به چشمشان نیاید.
* * *
دم دم های صبح جمعه است. امام(عج) اصحابی را که گردش جمع آمده اند می شمرد. 1...2...3...4...5... همین؟! اصحاب سرشان را پایین می اندازند و امام(عج) سر به آسمان بلند می کند. زیر لب چیزی زمزمه می کند و رو به اصحاب می گوید: بروید تا هفته بعد ! و خودش بر می گردد به همان دو کوچه بالاتر. می خواست علم اش را در اختیار اصحاب بگذارد؛ می خواست صبرش را، قدرتش را، ایمان و یقین اش را... می خواست شمشیر ها را تقسیم کند؛ می خواست مسئولیت ها را تفویض کند. اگر قیام می کرد... بااین وضع اگر قیام می کرد اول، راهش را می گرفتند، بعد آب را بر رویش می بستند. و از ساعتی دیگر جنگ آغاز می شد. اما چه جنگی؟! با همان نسبت 72 نفر به سی هزارنفر؟ یا کمتر؟ یکی یکی اصحاب کشته می شدند، لحظه آخر امام(عج) خود را بالای سرشان می رسانید و لبخند رضایتی بدرقه سعادت اخروی و ابدیشان می کرد. اما آیا بستری که تکامل بشریت را تا مقام خلیفه اللهی – همان که به خاطرش خلق شده- برساند آماده می شد؟
* * *
دم دم های صبح جمعه است. مردم غالبا خوابند؛ چون امروز جمعه است و همه جمعه ها را بالاخص صبح جمعه را زمان استراحت می دانند (!) همه برای خوابیدن و خواب ماندن توجیه کامل چه از نظر عقل، چه از نظر شرع و چه از نظر عرف دارند پس می خوابند. یکی هم دست دیگری را گرفته و کوه های اطراف تهران را آباد می کند. در مهدیه تهران هم جمعی ندبه می خوانند اما نمی دانم چرا هر هفته می خوانند و هفته بعد هم دوباره فقط باید بخوانند.
* * *
انگار ظهر شده است. اگر امام(عج) قیام می کرد الان همه اصحاب را شهید کرده بودند و خود امام(عج) هم هزاران زخم بر پیکر داشت که افتاده بود. کسی روی سینه اش نشسته بود با خنجری برهنه در دست.
- حق به جانب مي گويند: خب اگر «هل من ناصر» اش را شنیده بودیم شاید کمکش می کردیم!
چندی پیش کسی صادقانه می گفت: «اگر ما هم‌عصر با واقعه کربلا بودیم اگر چه شاید جزء سپاهیان عمر سعد قرار نمی گرفتیم اما از سپاهیان امام حسین(ع) هم نبودیم ها ! » پرسیدم:«یعنی چی؟! چطور؟ » گفت: «می گویند ظهر عاشورا در فاصله چند فرسخی از کربلا یعنی دقیقا زمانی که بزرگترین واقعه تاریخ در حال وقوع است در روستایی مردم مشغول دوشیدن شیر بزان و رسیدگی به امور جاری زندگی شان بودند. با این که از قضیه کربلا بی خبر هم نبودند. خب ما هم با این وضع تعلق و وابستگی ها جزء همان مجموعه منفعل بودیم دیگه. مگه نه؟» دیدم بیراه هم نمی گوید.
* * *
انگار ظهر شده است. دیگر همه از کوه برگشته اند. ساحل خزر هم آرام آرام خلوت می شود. بعضی هم بالاخره چشمشان را باز می کنند و می بینند که ساعت، لنگ ظهر را نشان می دهد. بعضی فکر این هستند که از شنبه سری جدید سیم کارت ها واگذار می شود و بعضی فکر امتحانی که شنبه قرار است استاد بگیرد. و هیچ کس فکر امتحانی که امروز داشته نیست.
* * *
دیگر عصر جمعه است. حتی آنهایی که همین الان در اوج خوشی هستند آرام آرام دلتنگی همیشگی عصر جمعه را حس می کنند. تقریبا همه از بچگی تا الان بار ها از بزرگتر ها پرسیده اند که «چرا عصر جمعه اینقدر دلگیر است؟» و هیچ کس تا کنون جواب درست و حسابی برای این پرسش اش نشنیده است.
كسي نگفت اولین جمعه ای که این دلتنگی را حس کردی اولین هفته ای بود که کاری از دستت برای ظهور امام(عج) بر می آمد و نکردی. و از آنروز هر جمعه دلت می گیرد. انگار هر هفته می توانی برای تعجیل در ظهور کاری کنی و نمی کنی.
با این وضع عدم آمادگی من و تو و جامعه، در صورت قیام امام(عج)، سرنوشت منتقم خون حسین(ع) نیز چیزی غیر از سرنوشت حسین(ع) نخواهد بود.
هر جمعه ی بدون ظهور، عاشورای مهدی(عج) است و تو برای اینکه علت دلتنگی ات را بیابی عصر روزهای جمعه چشمت را باز کن و ببين. ببین در همان لحظات دلگیر سر امام زمانت را بر سر نی می بینی؟

 
   
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12ساعت   توسط نغمه  | 

السلام عليك يا ابا صالح المهدي((عج))

 

اين روزا براي همه يه شادي داشت چون عيد بود همه مي گفتن عيد

خيلي خوشحال بودن همه عيد و  به هم تبريك مي گفتن اما توي دل خيلي ها

يه غم  برزرگي بود اينكه دركنار عزيزاشون نبودن

اينكه پدر مهربونشون امام مهربونشون در كنار اونا نبود

از امام صادق روايتي داريم  كه ميگن ظهور حضرت مهدي در نوروز هست

آقا جان نوروز هم به سر رسيد اما تو نيومدي

همه ميگن عيده اما من مي خوام بگم عيد وقتيه كه تو بياي

عيد وقتي كه پرچم سبزتو كنار خونه خدا ببينيم

صداي انا بقيه الله رو بشنويم

عيد وقتيه كه همه ي مردم دنيا به خودشون بيان و باور كن كه ما مسلمونا يه مصلح داريم كه براي آمدنش  همه بايد صالح بشند ديگه دست از زور و ستم بردارن .

عيد وقتيه كه هيچ كودكي و بي گناه نكشن

خدايا پس اينا كي ميخوان بفهمن ؟!!!

خدايا چرا منتقم آل محمد رو نمي فرستي تا همه ي مردم مظلوم و ستمديده رو نجات بده؟

خدايا ما منتظر اون روز مي مونيم . خدايا شهادت در ركاب آقا امام زمان  رو قسمت همه ي مشتاقانش

بفرما.

خدايا ظهورشو معجل بفرما .

تعجيل در فرج آقا  امام زمان بلند صلوات :

اللهّم صِل علي مُحمد َو آل مُحمد َوعَجِل فَرجَهُم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/16ساعت   توسط نغمه  | 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

يا مقلّب القلوب و الأبصار، يا مدبّر الليل و النّهار، يا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهم صلّ على على‏بن‏موسى‏الرّضا المرتضى الامام التّقى النّقى.

 

عيد نوروز و فرا رسيدن سال نوِ شمسى را به همه‏ى هم‏ميهنان عزيزمان تبريك عرض مى‏كنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت   توسط نغمه  | 
جهان در تپش آمدنت به لرزه درآمده است.
بادها پراكنده در هر سو، ستم‌باره‌هاي خويش را بر دوش مي‌كشند.
اهل زمين، ثانيه شمارها را مرتب نگاه مي‌كنند.
يك منجي، فقط يك منجي است كه مي‌تواند آنها را از درد و رنج و غم خلاصي بخشد.
درختان گيسوان پريشان خويش را فصل به فصل به دست زمان مي‌سپارند تا زردي و سرماي زندگي را به ساعت سرسبزي جوانه‌هايشان برساند.
دل‌ها در غربت خاك، غريبه و تنها جان مي‌دهند.
ماهيان قلب‌ها خشك‌سالي محبت و مهرباني را تاب نمي‌آورند.
چشم‌ها چشمه‌هاي خشكي شده‌اند كه كمتر به اشك شوق مي‌انديشند كه گريه‌هاي فراق، آنان را امان نمي‌دهد.
تشنگي بر اعماق و ريشه اين ديار نفوذ كرده و تنديس‌ها تاب ايستادن را بيش از اين ندارند.
كشتي‌هاي عدالت و انصاف در هياهوي بي‌امواج صدايشان به گِل نشسته‌اند و ناخدايان خدانشناس، هنوز در ادعاي حق‌طلبي خويشند.
هر روز كه عرش از صداي ضجه ستم‌ديدگان به لرزه درمي‌آيد، زمين، چهار ستونش فرو مي‌ريزد.
لرزش بر اندام آدميان افتاده.
قدم‌هايشان سست شده، ايستاده‌اند؛ اما غبارهايي را مي‌مانند در هوا.
هستند؛ ولي گويي كسي جز خودشان نيست!
نيستند؛ ولي چنان در خويش حل شدند كه گويي هستي، جز آنها نيست.
خندانند؛ ولي در اعماق روح خويش چيزي ندارند جز اشك و عذاب.
گريانند؛ ولي نمي‌دانند بهانه اين همه سختي و اشك چيست؟!
فضا، زمين، زمان، آسمان، دريا، انسان و هر آنچه در هستي است، در خلاءي عظيم غوطه‌ور است. همه چيز در حال غرق شدن است. همه چيز در حال از بين رفتن است.
همه چشم به نجات دهنده‌اي دوخته‌اند كه دست‌هاي رها و خالي را بگيرد و از اين فضاي در حال سقوط نجات بخشد.
سخت است؛ سخت است هر روز چشم بگشايي و خورشيد را ببيني كه طلوع كرده، بي‌آنكه خبري از آمدن تو آورده باشد.
سخت است هر روز به سرخي غروب بكشاني و در تيرگي شب فرو روي، بي‌آنكه به آرامشش دست‌يابي.
سخت است تا آخر هفته روز شماري كني و روز هفتم بلند شوي و باز هم هيچ كس را در آن سوي جاده نبيني.
سخت است پنجره را باز كني و به دور دست‌ها خيره شوي و هيچ چيز جز چشم‌هاي منتظر كاج‌ها نبيني.
جاده‌هاي كشيده شده تا آن طرف انتظار. چشم‌هاي خيره شده به روبه‌رو ...‌.
پنجره‌هاي گشوده شده، فريادرسي را مي‌خواهد كه خواب ستم و بي‌عدالتي را بر آشوبد.
سواري را مي‌خواهد كه منتظرانش او را از پشت شيشه‌هاي به شوق آمده، ببينند.
جهان تو را مي‌خواهد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت   توسط نغمه  | 
ولادت با سعادت امام هادی و عید سعید غدیر مبارک

تقدیم به پیشگاه وارث زنده ی غدیر ، امام عصر(عج):

 

شهنشاه اقلیم ایمان علی است

ولی خداوند سبحان علی است

وصی بلافصل ختم رسل

مروج به احکام قرآن علی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت   توسط نغمه  | 
زیارت آنلاین کلیک کنید: http://www.razavi.tv

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/28ساعت   توسط نغمه  | 

حرم، نمونه کامل بهشت است. عطر حضور خدا در هر صحن و رواق، چون شمیم اردیبهشتی یک دسته گل محمدی، پیچیده است. مگر می توان از آستان قدس الهی به جایی دیگر رحل اقامت افکند؟ «آستان قدس رضوی» آستان قدس الهی است. دارالشفای رضوی است. زائرانش، همه بهشتی و خادمانش، همه رضوانی اند، حرم ادامه فاطمی «فدک» است. تداوم غربت «بقیع» است. اصلاً حرم، شبیه شمایل کربلاست.

سلام بر حرم که حریم همیشگی حرمت است، و سلام بر «آقا» که پناه همه بی کسان و دل شکستگان عالم است و حرمش دارالشفای همه بیماران است.

سلام آقا! شما مرا می شناسید. محبّ شما هستم، مجاور زار همیشگی ام. دوباره با قلبی شکسته و دلی پر از گناه و دستانی نیازمند به خانه تان آمدم. و برایتان یک دسته گل، اشک توبه آورده ام. آقا شما چقدر مهربانید! با چه کسی جز شما می توانم صمیمانه دردل کنم؟ من اگر یک روز به حرم نیایم و فاصله لبخند شما را با گامهای بلند گریه نپیمایم، آهسته آهسته مانند شمعی نیمه جان، تمام می شوم. شما مرا با مهربانی وسیع خود، بد عادت کرده اید. اصلاً به من می آید که هنگام دل پریشانی به سراغ خانه ای دیگر بروم؟ نه! اصلاً به شما می آید که جواب سلام مرا ندهید؟ هر کس که پای به مدینه ی «مشهـــد» می نهد، به عشق زیارت شما، زائر گشته است. پس مهمان شماست. شما مهمان نوازی را از پدر مهربانتان «علی (ع)» و مادر نازنینتان «فاطمه (س)» به ارث برده اید. راندن سائل، رسم خاندان معزز شما نیست. فکر می کنم تمام رحمانیت رحمان رحیم، در آباء و ابناء شما ذخیره الله گشته است. شما محبان خود را خوب می شناسید. لطفاً نام مرا هم در دفتر محبان و شیفتگان شیدای خود ثبت کنید، که سخت دیوانه کوی آل الله هستم. آقا! دیشب تمام حرفهایم را با شما با صدای صمیمی اشک گریه کردم، و اینک سبک تر از بال هر کبوتر به آستان قدس شما پای دل نهادم. مرا به شنیدن یک روضه، به تلاوت یک دعا، به قرائت یک سوره، مهمان حرم منور خویش سازید؛ تا با عاشوراترین هیأت، به یاد مادرتان زهرا (س)  حسین گونه بگریم. آخر آقا! شما بهتر از هر کسی می دانید که شیعه از اشک نیرو می گیرد و از روضه نشاط می یابد: شیعگی، به من آموخته است که هستی، سراسر فیض وجود است، و امام واسط الفیض فرش و عرش است. بر جمال جلالی و سراسر الهی امام علی بن موسی الرضا (ع)  صلوات ... «اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم».

منبع:http://www.zarihe-moghadas.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/28ساعت   توسط نغمه  | 

میلاد با سعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه مبارک

تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت   توسط نغمه  | 

منتظرم منتظرم                  تا فصل هم عهدي بياد       با ذوالفقارحيدري            صاحبمون مهدي بياد

اي با وفا ارباب من              مهربون مهربونا                 پشت و پناه بي كسا      پهلوون پهلوونا 

تا كه با نامت آقاجون          رفيق وآشنا شدم              ازهمه جا ازهمه كس     بريدم و جدا شدم

 

 

يابن زهرا بيا بيا      يابن زهرا بيابيا

 

زمزمه ي نام شما       اي گل ناز فاطمه                تموم دلخوشيم شده         ورد زبون قلبمه

رشته ي مهرمو آقا      به خيمه ي تو بسته ام         گرچه هزاران مرتبه           قلب تو را شكسته ام

خوب مي دونم بدم     ولي قلبمو با صفا بكن           وقتي نمازشب ميخوني     مولا منو دعا بكن

كي باشه در كنار من   باشي و من كنار تو              قرار من باشي و من        ياور بي قرارتو

ازكوچكيم تا به حالا      عاشق ومجنون توام            لحظه به لحظه عمرمو        مرهون ومديون توام

كبو تر دل منو             توآشيونه داده اي               به اين شكسته بال وپر       تو آب ودونه داده اي

 

يابن زهرا بيا بيا      يابن زهرا بيابيا

 

يابن زهرا بيا بيا      يابن زهرا بيابيا

 

يابن زهرا بيا بيا      يابن زهرا بيابيا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت   توسط نغمه  | 

كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكيبايي كند .

تا من نيز در بي قراري ، ياريش دهم

كجاست آن چشم گرياني كه از دوري تو اشك بريزد ؟

تا من او را در گريه ياري دهم

مولاي من ! ديدگانمان از فراق تو بي فروغ گشته اند .

و مي دانيم پيراهن يوسف ، يادگار ابراهيم ، نزد توست .

و اي كاش نسيمي از كوي تو ،

بوي آن پيراهن را به مشام جان ما برساند .

و اي كاش پيكي ، پيراهن ترا به ارمغان بياورد

تا نور ديدگانمان گردد .

اي كاش پيش از مردن ، يك بار ترا به يك نگاه ببينيم .

الهم عجل لولیک الفرج.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت   توسط نغمه  |