|
مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار میكند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیتهای سنگینی چون رهبری جهان اسلام میداند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرمودهاند عبارت است از: * در پاسخ نامهای به معاویه از جمله فضیلتها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره میفرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1) حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه مینویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهرهای چون من دارا هستید.» * در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2) * حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه مینویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهرهای چون من دارا هستید.»(3) * در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهدهدار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند میدهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4) فاطمه ركن علی است از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام میباشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی میخوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5) چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست میروند.» حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین مییافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟ علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.» مددكار اطاعت الهی انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسانها را پیروی از دستورات الهی میدانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند. میخوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6) تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مردهها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنیهاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.» حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنیهاشم كه او را یاری میكردند و زینتها را رها كرده و لباس سوگ در بر نمودهاند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7) هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ میگوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامیتر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمیتواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمیتواند جایگزین آن شود.» با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفتههای او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك میكند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست. تنها تسلی بخش علی علیه السلام حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند: «بِمَنِ العَزاءُ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین مییافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟ غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند: «انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی میشود. «خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتنداری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چارهای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت مینماید و هیچ گاه اندوه دلم نمیگشاید. چشمم بیخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهای بود كه دل را خسته و غصهام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: « انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود میشود. برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11) تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ میگوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامیتر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمیتواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمیتواند جایگزین آن شود.»(12) مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه میخواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام میدهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم میدارم.» (13) پایان شكیبایی علی علیه السلام علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار میدارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت: «خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتنداری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چارهای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت مینماید و هیچ گاه اندوه دلم نمیگشاید. چشمم بیخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهای بود كه دل را خسته و غصهام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] میماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم میراند منبع:تبیان بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است که بال و پر دارد بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد
در باغ خدا كه ولايت ثمرش زهراست درخت و باغبان شد پدرش نازم به امام عسكرى آنكه به حسن مهدى پدر جهانيان شد پسرش امام حسن عسكرى (ع) يازدهمين امام شيعيان، در روز جمعه هشتم ربيع الثانى، سال 232 ه . ق (1) در مدينه منوره ديده به جهان گشود، (2) و عالم را با نور جمال خويش روشن نمود . پدر بزرگوار آن حضرت، امام هادى (ع) و مادرش بانويى پارسا و شايسته است كه از او به نامهاى «حديثه» ، «سليل» و «سوسن» ياد شده است . اين بانوى گرامى از زنان نيكوكار و داراى بينش اسلامى بوده در فضيلت او همين بس است كه پس از شهادت امام حسن عسكرى ( عليه السلام) پناهگاه و نقطه اتكاى شيعيان در آن دوره بحرانى و پراضطراب به شمار مىرفت . (3) مدت امامت امام حسن عسكرى ( عليه السلام) شش سال، و با سه نفر از خلفاى عباسى كه هر يك از ديگرى ستمگرتر بودند، معاصر بود: المعتز بالله - المهتدى بالله - و المعتمد بالله . امامتحضرت از سال 254 شروع شد و در 260 ه . ق با شهادت آن حضرت پايان يافت . به مناسبتسالروز ولادت آن امام همام، در اين مجال نگاهى داريم به برخى «انتظارات حضرت» از شيعيان خويش، اميد كه ره توشتهاى باشد براى همه آنهايى كه بر خط امامت و ولايتسير مىكنند . شيعه از ديدگاه امام حسن عسكرى ( عليه السلام) از ديدگاه امام يازدهم هر كس كه بنام شيعه خوانده شود ولى اوصاف و ويژگيهاى يك شيعه حقيقى و واقعى را دارا نباشد، شيعه شمرده نمىشود . شيعه واقعى كسانى هستند كه همچون رهبران دينى خويش در نهضتخدمت رسانى به مردم و برادران دينى خويش فعال و كوشا باشند و به دستورات و نواهى الهى پاى بند باشند چنان كه حضرت عسكرى در كلام زيبا و دلنشين خود درباره تعريف شيعه مىفرمايد: «شيعة على هم الذين يؤثرون اخوانهم على انفسهم و لو كان بهم خصاصة و هم الذين لايراهم الله حيث نهاهم و لا يفقدهم حيث امرهم، و شيعة على هم الذين يقتدون بعلى فى اكرام اخوانهم المؤمنين (4) ; پيروان و شيعيان على ( عليه السلام) كسانى هستند كه برادران (دينى) خود را بر خويش مقدم مىدارند گرچه خودشان نيازمند باشند و شيعيان على ( عليه السلام) كسانى هستند كه از آنچه خداوند نهى كرده دورى مىكنند و به آنچه امر نموده عمل مىكنند و آنان در تكريم و احترام برادران مؤمن خود به على ( عليه السلام) اقتدا مىنمايند و در جاى ديگر درباره نشانههاى شيعيان فرمود: «علامات المؤمنين خمس صلاة الاحدى و الخمسين و زيارة الاربعين و التختم فى اليمين و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم (5) ، نشانههاى مؤمنان (شيعيان) پنچ چيز است: خواندن پنجاه و يك ركعت نماز در هر روز (17 ركعت واجب و 34 ركعت نافله) زيارت اربعين امام حسين ( عليه السلام) داشتن انگشتر در دست راست، و ساييدن پيشانى به خاك و بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحيم (در نمازها) . انتظارات امام عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان انتظارات و توقعات امام حسن عسكرى ( عليه السلام) به عنوان آخرين امامى كه در جامعه حضور عينى داشته، و بعد از او غيبت صغرى و كبرا فرزندش مهدى موعود ( عليه السلام) آغاز مىگردد و براى مدت مديدى مردم و جامعه از درك حضور او محروم خواهند بود قابل اهميت و دقت است، و مىتواند رهنمودهاى گرانبها و ارزشمندى باشد براى دوران غربت تشيع و دورانى كه غبار غم هجرت مولا و محبوبشان بر دلها و پيشانى آنها سايه افكنده است، اينك به گوشههايى از انتظارات حضرتش مىپردازيم . 1 - انديشه و تفكر اساس تمام پيشرفتهاى مادى و معنوى بشر در طول تاريخ، انديشه و تفكر از يك طرف، و سعى و تلاش و عمل از طرف ديگر بوده است . اگر بشر قرن بيستم و بيست و يكم از نظر صنعتى و تكنولوژى به موفقيتهاى چشمگيرى دستيافته، بر اثر انديشه و تلاش بوده است; چنان كه پيشرفتهاى معنوى جوامع و افراد نيز بر اثر بهرهورى از توان عقل و تفكر و قدرت عمل و تلاش بوده است . پيامبران، امامان و بندگان صالح الهى همگى اهل فكر و تعقل بودهاند، در منزلت ابوذر امام صادق ( عليه السلام) فرمود: «بيشترين عبادت اباذر كه رحمتخدا بر او باد، انديشه و عبرت اندوزى بود (6) » قرآن اين كتاب الهى و آسمانى براى انديشه و تفكر، ارزش والا و حياتى قائل است و زيباترين و رساترين سخنان را درباره ارزش دانش و تعقل، و دقت و تفقه بيان نموده است در قرآن بيش از هزار بار كلمه «علم» و مشتقات آن كه نشانه بارورى انديشه است تكرار شده و افزون بر 17 آيه به طور صريح انسان را دعوت به تفكر نموده، بيش از 10 آيه با كلمه «انظروا; دقت كنيد» شروع شده است . بيش از پنجاه مورد كلمه عقل و مشتقات آن به كار رفته است و در چهار آيه نيز قاطعانه به تدبر در قرآن امر شده است . (7) و همچنين از كلمه فقه و تفقه و امثال آن بهره جسته است . (8) با توجه به اين اهميت انديشه و تفكر است كه امام حسن عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان خويش انتظار دارد، كه اهل انديشه و تفكر باشند . لذا فرمود: «عليكم بالفكر فانه حياة قلب البصير و مفاتيح ابواب الحكمة ; بر شما باد به انديشيدن! پس به حقيقت، تفكر موجب حيات و زندگى دل آگاه و كليدهاى دربهاى حكمت است . (9) انسانهايى كه با عقل انديشه نكنند و با چشم جانشان در ديدن حقايق دقتبخرج ندهند در روز قيامت نابينا محشور مىشوند . امام حسن عسكرى ( عليه السلام) اين حقيقت را با گوشزد كردن آيهاى از قرآن براى اسحاق بن اسماعيل نيشابورى در طى نامهاى چنين بيان مىكند: «اى اسحاق! خداوند بر تو و امثال تو از آنهايى كه مورد رحمت الهى قرار گرفته و همچون تو داراى بصيرت خدا دادى مىباشند، نعمتخويش را تمام كرده است ... پس به يقين بدان اى اسحاق كه هركس از دنيا نابينا بيرون رود، در آخرت هم نابينا و گمراه خواهد بود . اى اسحاق! چشمها نابينا نمىشوند، بلكه دلهايى كه در سينهها هستند نابينا مىشوند . (بر اثر انديشه نكردن) و اين سخن خداوند در كتاب متقن خويش است آنجا كه از زبان انسان ستم پيشه بيان مىكند (10) : «پروردگارا چرا مرا نابينا محشور نمودى با اين كه داراى چشم بوديم؟ (خداوند در جواب) مىفرمايد: همان گونه كه آيات ما براى تو آمد و تو آنها را فراموش كردى، امروز نيز تو فراموش خواهى شد . (11) » گاه امام حسن عسكرى با گوشزد اين خطر كه عدهاى در جامعه عبادت را منحصر در انجام نماز و خواندن نمازهاى مستحبى و گرفتن روزههاى واجب و مستحب مىدانند، بدون آنكه در رمز و راز آن انديشه كنند و يا در زمان و اوضاع آن تعقل نمايند، جايگاه ويژه انديشه و تفكر را اينگونه بيان مىفرمايد: «ليست العبادة كثرة الصيام و الصلوة و انما العبادة كثرة التفكر فى امر الله (12) ; عبادت به بسيارى نماز و روزه نيست، همانا عبادت تفكر بسيار در امر خداوند است» . 2 - ايمان گرائى و سود رسانى: فكر و انديشه، و يا تامل و تدبر آنگاه ارزش حقيقى و عينى خويش را نشان مىدهد كه منجر به ايمان و عمل و تلاش شود وگرنه تفكرى كه بدنبالش ايمان و عمل نباشد مطلوب و كارساز نيست . به همين جهت آن حضرت تاكيد فرمود كه شيعيان به دو خصلت توجه داشته باشند «خصلتان ليس فوقهما شىء الايمان بالله، و نفع الاخوان (13) ; دو خصلت است كه برتر از آن چيزى نيست، ايمان به خداوند و فايده رساندن به برادران (دينى)» . ادامه مطلب باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
چرا بايد حادثه عاشورا را گرامى بداريم؟ چرا بايد خاطره حادثه اى را كه 1360 سال پيش اتفاق افتاده است، زنده كرد و مراسمى به ياد آن خاطره برگزار كرد؟ اين رويداد جريانى تاريخى بوده است كه زمان آن گذشته است؛ تلخ يا شيرين، هر چه بوده است آثار آن تمام شده است. چرا بايد بعد از گذشت نزديك به چهارده قرن، ياد آن جريان و آن حادثه را زنده نگه داريم و مراسمى براى آن بر پا داريم؟ پاسخ اين سؤال، چندان مشكل نيست حوادث گذشته هر جامعه مى تواند در سرنوشت و آينده آن جامعه آثار عظيمى داشته باشد. تجديد آن خاطره ها در وا قع نوعى بازنگرى و بازسازى آن حادثه است، تا مردم از آن جريان استفاده كنند. اگر حادثه مفيدى بوده است و در جاى خود منشأ آثار و بركاتى به شمار مى رفته است، بازنگرى و بازسازى آن نيز مى تواند مراتبى از آن بركات را داشته باشد. علاوه بر اين، در همه جوامع انسانى مرسوم است كه به نوعى، از حوادث گذشته خود ياد مى كنند؛ آن ها را بزرگ شمرده و به آن ها احترام مى گذارند. خواه مربوط به اشخاصى باشد كه در پيشرفت جامعه خود مؤثر بوده اند، نظير دانشمندان و مخترعان، و خواه مربوط به كسانى باشد كه از جنبه سياسى و اجتماعى، در رهايى ملت خود نقش مؤثرى داشته اند . همه عالم براى اين گونه شخصيت ها آيين هاى بزرگداشتى را منظور مى كنند. اين كار بر اساس يكى از مقدس ترين خواسته هاى فطرى است كه خدا در نهاد همه انسان ها رار داده است، و از آن به حس حق شناسى تعبير مى كنيم. لذا اين خواسته فطرى همه انسان ها است كه در برابر كسانى كه به آن ها خدمت كرده اند حق شناسى و شكرگزارى كنند، آنان را به خاطر داشته باشند و به ايشان احترام بگذارند. علاوه بر اين، ياد آن خاطره ها، در صورتى كه در سعادت جامعه تأثيرى داشته، مى تواند عامل مؤثر ديگرى را در زمان بيان خاطره ها بيافريند. در اين صورت، گويا خود آن حادثه تجديد مى شود. از آن جا كه معتقديم حادثه عاشورا حادثه عظيمى در تاريخ اسلام بوده است، و نقش تعيين كننده اى در سعادت مسلمان ها و روشن شدن راه هدايت مردم داشته است، اين حادثه در نظر ما بسيار ارزشمند است. لذا بزرگداشت و بازسازى اين حادثه و به خاطر آوردن آن، موجب مى گردد تا بتوانيم از بركات آن در جامعه امروز نيز استفاده كنيم زنده نگه داشتن ياد بعضى از خاطره ها و بازسازى برخى از حوادث كه در گذشته اتفاق افتاده است، كارعادلانه اى است، و ممكن است منافع و مصالحى را براى جامعه تأمين كند. همان طور كه اصل آن حادثه تأثير مفيدى در جامعه آن روز داشته، تجديد خاطره و بازسازى آن نيز مى تواند آثارى متناسب با خود داشته باشد. در پاسخ به سؤال كه چرا بايد ياد عاشورا را زنده نگه بداريم؟ به همين اندازه بسنده مى كنيم. در ادامه مطلب ميخوانيم: آب در كربلا آتش در كربلا آمار نهضت كربلا ادامه مطلب اخطار: لطفا مطالب را با دقت بخوانيدو از درج نظرات بي ربط خودداري كنيد.
آقا جون مي خوام از شما بگم اما نميدونم چه جوري شروع كنم.. خجالت مي كشم از خودم و از همه ي كساني كه فقط اسم منتظر و يدك مي كشن..همه منتظرن...اما منتظر چي؟اينهمه گناه اين همه دروغ اين همه حقو زير پا گزاشتن اين همه ظلم كردن ما كي ميخواهيم آدم بشيم كي مي خواهيم خودمونو اصلاح كنيم !ميدوني ما منتظر چييم اينكه يه معجزه اتفاق بيفته به اسم ظهور تو تا توبياي همهي اين بديهامون تبديل به خوبي كني تا تو بياي ما رواصلاح كني؟؟پس ما آدما كي ميخواهيم بفهميم !خودمو ميگم جسارت به دوستان خوبم نشه.سرمون كرديم تو لاكمون و گرفتار زندگي و زرق و برق دنيا شديم و فقط يه كاربلديم اونم اينكه جمعه ها داد بزنيم بيا بيا گل نرگس.. داد بزنيم و گلايه كنيم آقا جون چرا نمياي .. خيلي خيلي كه خوب باشيم بعد دعاهامون واسه خريد خونه و ماشين و بچه و زن و شوهرو غيره و ذلك دستامون ميبريم بالابا يه قيافه حق به جانب ميگيم:اللهم عجل لوليك الفرج .. البته بعضي هامون هم فكرمي كنيم خيلي كار درستيم يه وبلاگ يا سايت زديم به اسم آقا و گاهي وقتا كه دلمون بخواد ميام يه آپي مي كنيم چند تا عكسو شعرم ميزاريم ..بازم توهين نشه به دوستان .خودمو ميگم نه اينكه بد باشه اما به نظرم به هيچ وجه كافي نيست .ما بايد اول از خودمون شروع كنيم سعي كنيم شيوه رفتارمون درزندگي و مطابق با نظر امام قرار بدهيم .مگر نه اينكه در روايات داريم براي اينكه آقا ظهوركنن بايد منتظر مصلح باشد . بايد جامعه روبه خوبي باشه .پس كو اون منتظر مصلح؟؟ من كه تو اين دنيا به جز بدي و جنگ و ظلم از يه اجتماع كوچك مثه خانواده گرفته تا يه جهان بيشترنميبينم اگه فكر مي كنيد نظرم اشتباه چشماتون خوب باز كنيد و به اطراف نگاه كنيد ببينيد يه آدم صالح با اخلاق پيدا ميشه كه براي رضاي خدا تو اين زندگي قدم بر داره و هدفش خشنود كردن بندهاي خدا باشه. ..اگر هم باشند به تعداد انگشت شمارن.. همين الان خودتون فرض كنيد يه پول پس اندازي داريد وكلي براش نقشه كشيديد اما يه دوست قديمي به هتون زنگ ميزنه و تقاضاي قرض ميكنه مردانه چند درصدمون خواسته دوستمون به هوا و هوس خودمون ترجيح ميدهيم؟ اكثرمون غرولند ميكنيم اي بابا اينم بعد سالها زنگ زده و حالابرا پول زنگ زده و خيلي راحت ميگيم ندارم...شايد گفتن اين حرفا خنده دار باشه اما به نظرم اين جور نيست اين كوچكترينشه. از اين جور مسائل زياد تو زندگي هاي ما اتفاق مي افته و ما چه غافل و بي توجهيم. براي انتظاربايد ازخودمون شروع كنيم خودمون سعي كنيم جامعه را رو به خوبي ببريم و زمينه ساز واقعي ظهور باشيم اون وقت ميشه گفت انتظارمون يه انتظار پويا و درست است وآفرين به كساني كه اين گونه اند.. انتظار ما تبديل شده به يه انتظار منفعل ...يه انتظاري كه فقط دنبال يه آدم مي گرديم به اسم امام زمان تا با اومدنش همه چي يه شبه گلستون بشه اما اشتباه فكر مي كنيم. ما بايد خودمونو دست به كار بشيم و خودمون شروع به از بين بردن بديها بكنيم تا زمينه براي ظهورفراهم بشه.با لقلقه زبان و دعاي تنها به گمانم حالا حالا بايد در انتظار يار بمانيم.. هفته پيش جمعه ظهري كه گذشت برنامه به سوي ظهور و ديدم .حرفايي كه كارشناس برنامه ميزد خيلي جالب بود. ميگفت طبق آماري كه ازمدارس گرفتن خيلي ازبچه ها از امام زمان ميترسن فكر ميكنن آقا مياد واز دم همهي آدم بدا رو از لب تيغ ميگذرونه.. به نظر من اين عقيده نه تنها دربچه ها بلكه در خيلي از بزرگا هم هست. تو دلمون يه ترسي واي اگه آقا بياد چي ميشه !.حتمن همه چي زير و رو ميشه .موقعيت شغليمون چي ؟زندگي عوض ميشه بايد جنگ كنيم يه جنگ جهاني كي حوصله كشته شدن داره ؟..ما هنوز مي خواهيم زندگي كنيم بي خيال اصلا چرا امام زمان بياد..بزار ما عشق و كيفمونو از اين دنيا ببريم صاحب زن و زندگيو فرزند بشيم بعد كه پير شديم آقا خودش مياد..واي برما كه چه دنيا پرست شديم همش ميگيم تف به غيرت مردم كوفه عجب نامردايي بودن كه امام حسينو دعوت كردن و تنها گزاشتن اگه ما اونجا بوديم سرمونو مي داديم الان كه اينجا هستيم و ميدونيم يه امام زنده وحاضر تو غربت ما چند ميليون نفر زندگي ميكنه چه قدر داريم واسه اومدنش تلاش ميكنيم؟؟؟خيلي هامون هميشه بعد نماز دست و پا شكستمون برا فرج آقا دعا ميكنيم مگه كمه؟؟ ميخوام بگم آره خيليم كمه... همين الان صفحات روزنامه ها رو ورق بزنيد روزي نيست كه خبر از زورگيري و قتل وكشتار و تجاوز نباشه...شديم يه مشت حيوان وحشي آدم نما كه براي حفظ و ثبات زندگيمون از هيچ كاري فروگزار نيستيم حتي قتل فرزند.. حتي هوسراني وشهوتراني ..حتي زورگيري و جنايت..تا وقتي كه صفحه حوادث روزنامه ها سفيد نباشه آقا هم نمياد. كمي بيشتر به اين موضوع فكر كنيم. به طور نمونه عکس هایی از جنایت در غزه و سکوت سرد کشورهای مسلمان....
به امید روزی که هیچ ظالمی روی زمین نماند. ولادت شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
چهره و شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند :
اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
بررسى نشانه هاى ظهور
برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدىمؤ لف : جمعى از نویسندگان مجله حوزهمقدمهاعتقاد به آمدن مصلح كل در آخرالزمان ، ریشه در دل تاریخ دارد و مخصوص به اسلام و تشیع نیست . كم و بیش . كم و بیش ، همه ادیان الهى ، صرف نظر از نوع جهان بینى و اختلافاتى كه در ویژگیهاى منجى موعود دارند، نوید آمدن وى را داده اند و براى او، نشانه هایى یاد كرده اند.
|
||||
|
ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد. رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و.... خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند. | |
|
هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است. در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند. پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند. آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند. بر كسی كه می خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است. از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود: ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.
اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است: روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد. پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
| |
دم دماي غروب جمعه است دلم بدجوري گرفته چند وقتي ميگذره كه اينطوري دلتنگ امام زمانم نشدم يه احساس عجيبي دارم فكر مي كنم مثل بچگي هام شدم كه پاك بودم و عاري از گناه اون موقع رابطه قلبي عجيبي با امام زمانم داشتم كمتر پيش ميومد عصر جمعه اي برسه و من فراموش كنم كه مسافرم از سفر برنگشته و دلتنگش نشم اما الان يه مدتي كه فكر مي كنم ازش دور شدم اينقدر سرگرم كاراي خودم ميشدم كه نمي فهميدم امروز قرار بوده يه اتفاق جهاني بيفته, شده بودم مثل آدم بزرگا كه هميشه وقت ندارن و شب و روز تو فكر زندگي مادين امروز بعد چند وقت به همون حال قشنگ بچگيم برگشتم فكر كردم چقدر زود بزرگ شدم من هنوز جوونم ودرگيريها و مشغله هاي فكريم كمتر از يه آدمي كه دوبرابر سن منو داره اما چرا بعضي از اونا بيشتر از من به ياد امام زمانن به ياد امام زمان شباي جمعه تو خونشون مجلس ذكر و يادشو به پا ميكنن من چه قدر غافل شدم شايد خواب ديشبم بي علت با اين دلتنگييم نبوده خواب ميديم كه نيمه شعبانه همه ي مردم تو يه حياط بزرگي نشستن منم تو صفاي اول بودم يه آقايي از روبرو صدام كردبه هم يه ظرفي نشون داد كه توش زولبيا باميه و خوراكي هاي ديگه بودبه هم گفت اينارو بين مردم ببر بخش كن منم با خوشحالي رفتم اونا ريختم تويه سبد رفتم جلوتر يه جايي كه همه ي خانمها نشسته بودن سبد جلوشون مي گرفتم با مهربوني به هشون تعارف ميكردم به يه خانمي رسيدم كه مريض بود به هش تعارف ميكردم ولي از ترس مريضيش برنميداشت به هش لبخند زدم گفتم اينا تبركه بخور انشااله خوب ميشي سبد خالي شده بود دوباره برگشتم تا پرش كنم ميگفتم اينا رو كوچكتر كنيد جمعيت خيلي زياده به همه برسه ..........يعني اين همه جمعيت تو دنيا هست كه منتظر قلبي امام زمان باشن نه متظر زباني , خدا كنه اين طور باشه .تصمييم گرفتم با خدا درد ودل كنم جانمازمو پهن كردم دوركعت نماز براي سلامتي وفرج امام زمان خوندم تو نماز اشك تو چشام جمع شده بود نمازمو با صداي بلند خوندم .بعد كتاب دعامو باز كردم دعاي سمات كه مخصوص عصراي جمعه است آوردم هنوز يه صفحه نشده بود كه ناخداگاه دوباره به ياد غربت امام زمان افتادم گريه كردم مهرم خيس شده بود فقط مي گفتم الهم عجل لوليك الفرج خدايا كي مي خواي مهدي فاطمه رو برسوني من ميخواستم از دلتنگياي خودم از گرفتاريم برا امام زمان بگم اما دلم نيومد فكر كردم آقا دلش بيشتر از من خونه اون از دست من از دست آدمايي كه به اسم شيعه و مسلمون دارن گناه ميكنن و فرجشو به تاخير ميندازن گرفته, فكر كردم اون بيشتر از من دلشكسته هست خواستم كه اونو براي خودش بخوام نه فقط وسيله براي براورده شدن حاجاتم دوست داشتم زودتر دعاي سماتو تموم كنم و زيارت آل ياسين بخونم و مستقيم با خودش حرف بزنم اون لحظه ها احساس سبكي مي كردم فكر مي كردم اون سيم ارتباطي ميون قلب من و امام زمانم وصل شده خوشحال بودم و تو دلم خدا رو شكر مي كردم .بعد ياد دهه ي فاطميه افتادم چه روزاي خوبي بود ده روز روضه داشيم هر روز منتظر بودم زود عصر بشه و مهموناي حضرت زهرا بيان و براي ساعتي خونمون فضاي روحاني مي گرفت ومن از اينكه براي مهمانهاي مادرم خدمت ميكردم خوشحال بودم حالا چند روز مونده تا ولادت حضرت زهرا از خدا ميخوام كه بازم به هم توفيق خدمت به خاندان محمد (ص) رو بده وتوي روزاي شاديشون شادي كنم با همه ي مردم دنيا .
از خدا ميخوام همي جوان ها رو مخصوصا جوانان مملكت خودم كه گرفتار غفلت شدن به راه راست هدايت كنه . و زمينه رو براي ظهور عزيز غايب از نظر فراهم كنه.
خدايا فرج مهدي فاطمه را برسان و دل همه ي مردم را با ظهورش شاد كن ![]()