تبليغاتX
انتظار سبز

میلاد با سعادت مولای متقیان حضرت علی (ع) بر شیعیانش تهنیت باد

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت   توسط نغمه  | 

منزلت  منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن می‌تواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لكن در اینجا فهرست‌وار، به ذكر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)

حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

فاطمه ركن علی است

از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»

حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

مددكار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه او را یاری می‌كردند و زینت‌ها را رها كرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك می‌كند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید…

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان شكیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راند

منبع:تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17ساعت   توسط نغمه  | 

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است که بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت   توسط نغمه  | 

 

در باغ خدا كه ولايت ثمرش

زهراست درخت و باغبان شد پدرش

نازم به امام عسكرى آنكه به حسن

مهدى پدر جهانيان شد پسرش

امام حسن عسكرى (ع) يازدهمين امام شيعيان، در روز جمعه هشتم ربيع الثانى، سال 232 ه . ق (1) در مدينه منوره ديده به جهان گشود، (2) و عالم را با نور جمال خويش روشن نمود . پدر بزرگوار آن حضرت، امام هادى (ع) و مادرش بانويى پارسا و شايسته است كه از او به نامهاى «حديثه‏» ، «سليل‏» و «سوسن‏» ياد شده است . اين بانوى گرامى از زنان نيكوكار و داراى بينش اسلامى بوده در فضيلت او همين بس است كه پس از شهادت امام حسن عسكرى ( عليه السلام) پناهگاه و نقطه اتكاى شيعيان در آن دوره بحرانى و پراضطراب به شمار مى‏رفت . (3)

مدت امامت امام حسن عسكرى ( عليه السلام) شش سال، و با سه نفر از خلفاى عباسى كه هر يك از ديگرى ستمگرتر بودند، معاصر بود: المعتز بالله - المهتدى بالله - و المعتمد بالله .

امامت‏حضرت از سال 254 شروع شد و در 260 ه . ق با شهادت آن حضرت پايان يافت . به مناسبت‏سالروز ولادت آن امام همام، در اين مجال نگاهى داريم به برخى «انتظارات حضرت‏» از شيعيان خويش، اميد كه ره توشته‏اى باشد براى همه آنهايى كه بر خط امامت و ولايت‏سير مى‏كنند .

شيعه از ديدگاه امام حسن عسكرى ( عليه السلام)

از ديدگاه امام يازدهم هر كس كه بنام شيعه خوانده شود ولى اوصاف و ويژگيهاى يك شيعه حقيقى و واقعى را دارا نباشد، شيعه شمرده نمى‏شود . شيعه واقعى كسانى هستند كه همچون رهبران دينى خويش در نهضت‏خدمت رسانى به مردم و برادران دينى خويش فعال و كوشا باشند و به دستورات و نواهى الهى پاى بند باشند چنان كه حضرت عسكرى در كلام زيبا و دلنشين خود درباره تعريف شيعه مى‏فرمايد: «شيعة على هم الذين يؤثرون اخوانهم على انفسهم و لو كان بهم خصاصة و هم الذين لايراهم الله حيث نهاهم و لا يفقدهم حيث امرهم، و شيعة على هم الذين يقتدون بعلى فى اكرام اخوانهم المؤمنين (4) ; پيروان و شيعيان على ( عليه السلام) كسانى هستند كه برادران (دينى) خود را بر خويش مقدم مى‏دارند گرچه خودشان نيازمند باشند و شيعيان على ( عليه السلام) كسانى هستند كه از آن‏چه خداوند نهى كرده دورى مى‏كنند و به آنچه امر نموده عمل مى‏كنند و آنان در تكريم و احترام برادران مؤمن خود به على ( عليه السلام) اقتدا مى‏نمايند و در جاى ديگر درباره نشانه‏هاى شيعيان فرمود: «علامات المؤمنين خمس صلاة الاحدى و الخمسين و زيارة الاربعين و التختم فى اليمين و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم (5) ، نشانه‏هاى مؤمنان (شيعيان) پنچ چيز است: خواندن پنجاه و يك ركعت نماز در هر روز (17 ركعت واجب و 34 ركعت نافله) زيارت اربعين امام حسين ( عليه السلام) داشتن انگشتر در دست راست، و ساييدن پيشانى به خاك و بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحيم (در نمازها) .

انتظارات امام عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان

انتظارات و توقعات امام حسن عسكرى ( عليه السلام) به عنوان آخرين امامى كه در جامعه حضور عينى داشته، و بعد از او غيبت صغرى و كبرا فرزندش مهدى موعود ( عليه السلام) آغاز مى‏گردد و براى مدت مديدى مردم و جامعه از درك حضور او محروم خواهند بود قابل اهميت و دقت است، و مى‏تواند رهنمودهاى گرانبها و ارزشمندى باشد براى دوران غربت تشيع و دورانى كه غبار غم هجرت مولا و محبوبشان بر دلها و پيشانى آنها سايه افكنده است، اينك به گوشه‏هايى از انتظارات حضرتش مى‏پردازيم .

1 - انديشه و تفكر

اساس تمام پيشرفتهاى مادى و معنوى بشر در طول تاريخ، انديشه و تفكر از يك طرف، و سعى و تلاش و عمل از طرف ديگر بوده است . اگر بشر قرن بيستم و بيست و يكم از نظر صنعتى و تكنولوژى به موفقيتهاى چشمگيرى دست‏يافته، بر اثر انديشه و تلاش بوده است; چنان كه پيشرفتهاى معنوى جوامع و افراد نيز بر اثر بهره‏ورى از توان عقل و تفكر و قدرت عمل و تلاش بوده است . پيامبران، امامان و بندگان صالح الهى همگى اهل فكر و تعقل بوده‏اند، در منزلت ابوذر امام صادق ( عليه السلام) فرمود: «بيش‏ترين عبادت اباذر كه رحمت‏خدا بر او باد، انديشه و عبرت اندوزى بود (6) »

قرآن اين كتاب الهى و آسمانى براى انديشه و تفكر، ارزش والا و حياتى قائل است و زيباترين و رساترين سخنان را درباره ارزش دانش و تعقل، و دقت و تفقه بيان نموده است در قرآن بيش از هزار بار كلمه «علم‏» و مشتقات آن كه نشانه بارورى انديشه است تكرار شده و افزون بر 17 آيه به طور صريح انسان را دعوت به تفكر نموده، بيش از 10 آيه با كلمه «انظروا; دقت كنيد» شروع شده است . بيش از پنجاه مورد كلمه عقل و مشتقات آن به كار رفته است و در چهار آيه نيز قاطعانه به تدبر در قرآن امر شده است . (7)

و همچنين از كلمه فقه و تفقه و امثال آن بهره جسته است . (8)

با توجه به اين اهميت انديشه و تفكر است كه امام حسن عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان خويش انتظار دارد، كه اهل انديشه و تفكر باشند . لذا فرمود: «عليكم بالفكر فانه حياة قلب البصير و مفاتيح ابواب الحكمة ; بر شما باد به انديشيدن! پس به حقيقت، تفكر موجب حيات و زندگى دل آگاه و كليدهاى دربهاى حكمت است . (9)

انسانهايى كه با عقل انديشه نكنند و با چشم جانشان در ديدن حقايق دقت‏بخرج ندهند در روز قيامت نابينا محشور مى‏شوند .

امام حسن عسكرى ( عليه السلام) اين حقيقت را با گوشزد كردن آيه‏اى از قرآن براى اسحاق بن اسماعيل نيشابورى در طى نامه‏اى چنين بيان مى‏كند: «اى اسحاق! خداوند بر تو و امثال تو از آن‏هايى كه مورد رحمت الهى قرار گرفته و همچون تو داراى بصيرت خدا دادى مى‏باشند، نعمت‏خويش را تمام كرده است ... پس به يقين بدان اى اسحاق كه هركس از دنيا نابينا بيرون رود، در آخرت هم نابينا و گمراه خواهد بود . اى اسحاق! چشمها نابينا نمى‏شوند، بلكه دلهايى كه در سينه‏ها هستند نابينا مى‏شوند . (بر اثر انديشه نكردن) و اين سخن خداوند در كتاب متقن خويش است آنجا كه از زبان انسان ستم پيشه بيان مى‏كند (10) : «پروردگارا چرا مرا نابينا محشور نمودى با اين كه داراى چشم بوديم؟ (خداوند در جواب) مى‏فرمايد: همان گونه كه آيات ما براى تو آمد و تو آنها را فراموش كردى، امروز نيز تو فراموش خواهى شد . (11) »

گاه امام حسن عسكرى با گوشزد اين خطر كه عده‏اى در جامعه عبادت را منحصر در انجام نماز و خواندن نمازهاى مستحبى و گرفتن روزه‏هاى واجب و مستحب مى‏دانند، بدون آنكه در رمز و راز آن انديشه كنند و يا در زمان و اوضاع آن تعقل نمايند، جايگاه ويژه انديشه و تفكر را اين‏گونه بيان مى‏فرمايد: «ليست العبادة كثرة الصيام و الصلوة و انما العبادة كثرة التفكر فى امر الله (12) ; عبادت به بسيارى نماز و روزه نيست، همانا عبادت تفكر بسيار در امر خداوند است‏» .

2 - ايمان گرائى و سود رسانى:

فكر و انديشه، و يا تامل و تدبر آن‏گاه ارزش حقيقى و عينى خويش را نشان مى‏دهد كه منجر به ايمان و عمل و تلاش شود وگرنه تفكرى كه بدنبالش ايمان و عمل نباشد مطلوب و كارساز نيست . به همين جهت آن حضرت تاكيد فرمود كه شيعيان به دو خصلت توجه داشته باشند «خصلتان ليس فوقهما شى‏ء الايمان بالله، و نفع الاخوان (13) ; دو خصلت است كه برتر از آن چيزى نيست، ايمان به خداوند و فايده رساندن به برادران (دينى)» .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/16ساعت   توسط نغمه  | 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

چرا بايد حادثه عاشورا را گرامى بداريم؟

چرا بايد خاطره حادثه اى را كه 1360 سال پيش اتفاق  افتاده است، زنده كرد و مراسمى به ياد آن خاطره برگزار كرد؟ اين رويداد جريانى تاريخى بوده است كه زمان آن گذشته است؛ تلخ يا شيرين، هر چه بوده است آثار آن تمام شده است. چرا بايد بعد از گذشت نزديك به چهارده قرن، ياد آن جريان و آن حادثه را زنده نگه داريم و مراسمى براى آن بر پا داريم؟

پاسخ اين سؤال، چندان مشكل نيست

حوادث گذشته هر جامعه مى تواند در سرنوشت و آينده آن جامعه آثار عظيمى داشته باشد. تجديد آن خاطره ها در وا قع نوعى بازنگرى و بازسازى آن حادثه است، تا مردم از آن جريان استفاده كنند. اگر حادثه مفيدى بوده است و در جاى خود منشأ آثار و بركاتى به شمار مى رفته است، بازنگرى و بازسازى آن نيز مى تواند مراتبى از آن بركات را داشته باشد.

علاوه بر اين، در همه جوامع انسانى مرسوم است كه به نوعى، از حوادث گذشته خود ياد مى كنند؛ آن ها را بزرگ شمرده و به آن ها احترام مى گذارند. خواه مربوط به اشخاصى باشد كه در پيشرفت جامعه خود مؤثر بوده اند، نظير دانشمندان و مخترعان، و خواه مربوط به كسانى باشد كه از جنبه سياسى و اجتماعى، در رهايى ملت خود نقش مؤثرى داشته اند . همه عالم براى اين گونه شخصيت ها آيين هاى بزرگداشتى را منظور مى كنند. اين كار بر اساس يكى از مقدس ترين خواسته هاى فطرى است كه خدا در نهاد همه انسان ها  رار داده است، و از آن به حس حق  شناسى تعبير مى كنيم. لذا اين خواسته فطرى همه انسان ها است كه در برابر كسانى كه به آن ها خدمت كرده اند حق  شناسى و شكرگزارى كنند، آنان را به خاطر داشته باشند و به ايشان احترام بگذارند. علاوه بر اين، ياد آن خاطره ها، در صورتى كه در سعادت جامعه تأثيرى داشته، مى تواند عامل مؤثر ديگرى را در زمان بيان خاطره ها بيافريند. در اين صورت، گويا خود آن حادثه تجديد مى شود.

از آن جا كه معتقديم حادثه عاشورا حادثه عظيمى در تاريخ اسلام بوده است، و نقش تعيين كننده اى در سعادت مسلمان ها و روشن شدن راه هدايت مردم داشته است، اين حادثه در نظر ما بسيار ارزشمند است. لذا بزرگداشت و بازسازى اين حادثه و به خاطر آوردن آن، موجب مى گردد تا بتوانيم از بركات آن در جامعه امروز نيز استفاده كنيم زنده نگه داشتن ياد بعضى از خاطره ها و بازسازى برخى از حوادث كه در گذشته اتفاق افتاده است، كارعادلانه اى است، و ممكن است منافع و مصالحى را براى جامعه تأمين كند. همان طور كه اصل آن حادثه تأثير مفيدى در جامعه آن روز داشته، تجديد خاطره و بازسازى آن نيز مى تواند آثارى متناسب با خود داشته باشد. در پاسخ به سؤال كه چرا بايد ياد عاشورا را زنده نگه بداريم؟ به همين اندازه بسنده مى كنيم.

 در ادامه مطلب ميخوانيم:

آب در كربلا

آتش در كربلا

آمار نهضت كربلا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت   توسط نغمه  | 
اخطار: لطفا مطالب را با دقت بخوانيدو از درج نظرات بي ربط خودداري كنيد.

آقا جون مي خوام از شما بگم اما نميدونم چه جوري شروع كنم.. خجالت مي كشم از خودم و از همه ي كساني كه فقط اسم منتظر و يدك مي كشن..همه منتظرن...اما منتظر چي؟اينهمه گناه اين همه دروغ اين همه حقو زير پا گزاشتن اين همه ظلم كردن ما كي ميخواهيم آدم بشيم كي مي خواهيم خودمونو اصلاح كنيم !ميدوني ما منتظر چييم اينكه يه معجزه اتفاق بيفته به اسم ظهور تو تا توبياي همهي اين بديهامون تبديل به خوبي كني تا تو بياي ما رواصلاح كني؟؟پس ما آدما كي ميخواهيم بفهميم !خودمو ميگم جسارت به دوستان خوبم نشه.سرمون كرديم تو لاكمون و گرفتار زندگي و زرق و برق دنيا شديم و فقط يه كاربلديم اونم اينكه جمعه ها داد بزنيم بيا بيا گل نرگس.. داد بزنيم و گلايه كنيم آقا جون چرا نمياي ..

خيلي خيلي كه خوب باشيم بعد دعاهامون واسه خريد خونه و ماشين و بچه و زن و شوهرو غيره و ذلك دستامون ميبريم بالابا يه قيافه حق به جانب ميگيم:اللهم عجل لوليك الفرج .. البته بعضي هامون هم فكرمي كنيم خيلي كار درستيم يه وبلاگ يا سايت زديم به اسم آقا و گاهي وقتا كه دلمون بخواد ميام يه آپي مي كنيم چند تا عكسو شعرم ميزاريم ..بازم توهين نشه به دوستان .خودمو ميگم نه اينكه بد باشه اما به نظرم به هيچ وجه كافي نيست .ما بايد اول از خودمون شروع كنيم سعي كنيم شيوه رفتارمون درزندگي و مطابق با نظر امام قرار بدهيم .مگر نه اينكه در روايات داريم براي اينكه آقا ظهوركنن بايد منتظر مصلح باشد . بايد جامعه روبه خوبي باشه .پس كو اون منتظر مصلح؟؟ من كه تو اين دنيا به جز بدي و جنگ و ظلم از يه اجتماع كوچك مثه خانواده گرفته تا يه جهان بيشترنميبينم اگه فكر مي كنيد نظرم اشتباه چشماتون خوب باز كنيد و به اطراف نگاه كنيد ببينيد يه آدم صالح با اخلاق پيدا ميشه كه براي رضاي خدا تو اين زندگي قدم بر  داره و هدفش خشنود كردن بندهاي خدا باشه. ..اگر هم باشند به تعداد انگشت شمارن..

همين الان خودتون فرض كنيد يه پول پس اندازي داريد وكلي براش نقشه كشيديد اما يه دوست قديمي به هتون زنگ ميزنه و تقاضاي  قرض ميكنه مردانه چند درصدمون خواسته دوستمون به هوا و هوس خودمون ترجيح ميدهيم؟  اكثرمون غرولند ميكنيم اي بابا اينم بعد سالها زنگ زده و حالابرا پول زنگ زده و خيلي راحت ميگيم ندارم...شايد گفتن اين حرفا خنده دار باشه اما به نظرم اين جور نيست اين كوچكترينشه. از اين جور مسائل زياد تو زندگي هاي ما اتفاق مي افته و ما چه غافل و بي توجهيم. براي انتظاربايد ازخودمون شروع كنيم خودمون سعي كنيم جامعه را رو به خوبي ببريم و زمينه ساز واقعي ظهور باشيم اون وقت ميشه گفت انتظارمون يه انتظار پويا و درست است وآفرين به كساني كه اين گونه اند..    انتظار ما تبديل شده به يه انتظار منفعل ...يه انتظاري كه فقط دنبال يه              آدم مي گرديم به اسم امام زمان تا با اومدنش همه چي يه شبه گلستون بشه اما اشتباه فكر مي كنيم. ما بايد خودمونو دست به كار بشيم و خودمون شروع به از بين بردن بديها بكنيم تا زمينه براي ظهورفراهم بشه.با لقلقه زبان و دعاي تنها به گمانم حالا حالا بايد در انتظار يار بمانيم.. هفته پيش جمعه ظهري كه گذشت برنامه به سوي ظهور و ديدم .حرفايي كه كارشناس برنامه ميزد خيلي جالب بود.

ميگفت طبق آماري كه ازمدارس گرفتن خيلي ازبچه ها از امام زمان ميترسن فكر ميكنن آقا مياد واز دم همهي آدم بدا رو از لب تيغ ميگذرونه.. به نظر من اين عقيده نه تنها دربچه ها بلكه در خيلي از بزرگا هم هست. تو دلمون يه ترسي واي اگه آقا بياد چي ميشه !.حتمن همه چي زير و رو ميشه .موقعيت شغليمون چي ؟زندگي عوض ميشه بايد جنگ كنيم يه جنگ جهاني كي حوصله كشته شدن داره ؟..ما هنوز مي خواهيم زندگي كنيم بي خيال اصلا چرا امام زمان بياد..بزار ما عشق و كيفمونو از اين دنيا ببريم صاحب زن و زندگيو فرزند بشيم بعد كه پير شديم آقا خودش مياد..واي برما كه چه دنيا پرست شديم همش ميگيم تف به غيرت مردم كوفه عجب نامردايي بودن كه امام حسينو دعوت كردن و تنها گزاشتن اگه ما اونجا بوديم سرمونو مي داديم الان كه اينجا هستيم و ميدونيم يه امام زنده وحاضر تو غربت ما چند ميليون نفر زندگي ميكنه چه قدر داريم واسه اومدنش تلاش ميكنيم؟؟؟خيلي هامون هميشه بعد نماز دست و پا شكستمون برا فرج آقا دعا ميكنيم مگه كمه؟؟

ميخوام بگم آره خيليم كمه...

همين الان صفحات روزنامه ها رو ورق بزنيد روزي نيست كه خبر از زورگيري و قتل وكشتار و تجاوز نباشه...شديم يه مشت حيوان وحشي آدم نما كه براي حفظ و ثبات زندگيمون از هيچ كاري فروگزار نيستيم حتي قتل فرزند.. حتي هوسراني وشهوتراني ..حتي زورگيري و جنايت..تا وقتي كه صفحه حوادث روزنامه ها سفيد نباشه آقا هم نمياد.

كمي بيشتر به اين موضوع فكر كنيم.

به طور نمونه عکس هایی از جنایت در غزه و سکوت سرد کشورهای مسلمان....

 

 

به امید روزی که هیچ ظالمی روی زمین نماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/25ساعت   توسط نغمه  | 
 

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256
هجری بوده است .
پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص) گذشت ، و امامت به امام دهم
حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان
و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در
آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع (فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و
کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران
خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد
گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود .
در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمين خليفه عباسی ،
که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی 
قرار داد .
اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از
تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را
پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در
زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به
همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش
کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و
ستمگران نخواهند .
در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای 
شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد .
امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام
يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد .
" به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و
خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد
جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد ، او را از ميان بردارند .
بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از
مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص
امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند ، نه
هميشه و به صورت عادی " .

شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ،
شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند .
از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام
بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد .
آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام
عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ،
امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و
دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ،
تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت
کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام
مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .
يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل
نوبختی مي باشد .
باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری 
در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا
به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ،
تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد
خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت
دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان
با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده
نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .


ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد .
کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند،
اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای 
حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ
جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم
همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را
از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات
ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما
انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين
کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی 
(ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ،
و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد


صورت و سيرت مهدی

چهره و شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند :
" چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ،
شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند
و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .
گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی  - که از بيداری شب عارض شده -
بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش
ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در
هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .
نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .
حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی 
نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق و
خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به
کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام
خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .
حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در
وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و
خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز
گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد .
مهدی ( ع)حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زير دندان ديگری 
باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز
گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سياسی 
منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی 
شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...
برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ، باقی 
نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی ، در جهان
جريان نيابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قيام کند زمينی  نماند ، مگر آنکه در آنجا
گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .
در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا که زنان
در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت
عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی ( ع ) با تاييد الهی  ، خردهای مردمان را به کمال
رساند و فرزانگی  در همگان پديد آورد ... .
مهدی ( ع ) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .
در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی  بيمانند دست يابند . حتی 
چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان
بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های  زمين و ديگر معادن استخراج
گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و
غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود .
در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .
در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود
و رنجی بر دلی ننشيند .
مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان
کند و دادگری او همه جا را بگيرد .

 

اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند :
يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ،
خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شيعه نيست
عقيده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوطبه شيعيان و عالم تشيع نيست ،
بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت ( مالکی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به
اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود
آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حديثهای متواتر و
صحيح مي دانند .


طول عمر امام زمان
درازی عمر امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی مي دهد ،
و در کتابهای تاريخی نيز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زياد بوده اند ، و در گذشته
و حال نيز چنين کسانی بوده و هستند ، عمر زياد حضرت مهدی  ( ع ) به هيچ دليلی محال
نيست ، بلکه از نظر عقلی و ديد وسيع علمی و امکان واقع شدن به هيچ صورت بعيد نيست .
از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهي ، بدان نظر کنيم ، امری ناممکن نيست .
در برابر قدرت خدا - که بر هر چيز تواناست - عمرهايی  مانند عمر حضرت نوح ( ع )
و عمر بيشتر از آن حضرت و يا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدير و حکيم ،
کوچک و بزرگ ، کم و بسيار ، همه و همه مساوی است . بنابراين حکمت کامل و بالغ
او ، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهايت سلامت زنده نگاه مي دارد .
پس طبق حکمت الهی ، امام دوازدهم ، مهدی موعود ( ع)بايد از انظار غايب باشد
و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فيض برای جهانيان باشد تا هر وقت
خدا اراده کند ظاهر گردد ، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده ، از قسط
و عدل پر کند .

 
انتظار ظهور قائم (ع)
بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاي
اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به جريانات
اسلام دينی و اجتماعی بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداری درست نيست ... بر عکس ،
انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعاليت کردن و در نپذيرفتن ظلم و
باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری 
ايستادن است .
" مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه اين است
که در مکتب ، هيچ سازشی و سستی راه ندارد . شيعه در حوزه " انتظار " يعنی ،
انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا
بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد
مي نمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل خونين
مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند " .
اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته
باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام کند ناشی از همين آمادگی 
است . ناشی  از همين قيام و اقدام اسو همين عقيده است که هنوز مسلمانان را اميدوار و فعال نگاه داشته است ، اين  همه فشار و مصيبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صليبی  و حمله مغول ، و اختناق و تعديهای دولتهای استعماری  ، بر سر هر ملتی وارد مي آمد ، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . ليکن دينی که پيشوايان حق آن دستور مي دهند که چون اسم صريح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود ، بپا بايستيد و آمادگی  خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنيد ، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر
نشان دهيد ، هيچ وقت ، نخواهد مرد ... . "

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت   توسط نغمه  | 

الهم عجل لولیک الفرج.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت   توسط نغمه  | 
بررسى نشانه هاى ظهور

 برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدى 

مؤ لف : جمعى از نویسندگان مجله حوزه

مقدمه
اعتقاد به آمدن مصلح كل در آخرالزمان ، ریشه در دل تاریخ دارد و مخصوص به اسلام و تشیع نیست . كم و بیش . كم و بیش ، همه ادیان الهى ، صرف نظر از نوع جهان بینى و اختلافاتى كه در ویژگیهاى منجى موعود دارند، نوید آمدن وى را داده اند و براى او، نشانه هایى یاد كرده اند.
كلیت این مساله ، آن قدر روشن است كه آیینهاى قدیمى : برهمائى ، بودایى و... انتظار ظهور منجى دارند و نشانه هایى را بر نزدیك بودن ظهور وى ، در كتابهاى خویش بیان كرده اند. با این حال ، هیچ كدام از این آیینها و مسلكها، تصویر روشنى از چگونگى قیام و آثار و نشانه هاى نزدیك شدن ظهور، ارائه نداده اند. (213)
در اسلام ، بویژه تشیع ، بر خلاف ادیان و مذاهب دیگر، از ظهور مهدى موعود(ع ) تفسیر روشنى ارائه شده و چگونگى قیام و رخدادهایى كه به عنوان نشانه نزدیكى ظهور رخ خواهد داد. به شرح بیان شده است .
اكنون این پرسشها مطرح است :
آیا براى پیدایش این انقلاب بزرگ ، كه همه جهان را فرا مى گیرد، نشانه اى وجود دارد؟
مردم از كجا و چگونه مهدى موعود را بشناسند و بر چه اساس و با چه وسیله اى مدعیان دروغین را از مهدى حقیقى باز شناسند؟ چه بسا افرادى به انگیزه هاى مادى و دست یافتن به حكومت و قدرت ، به دروغ به چنین ادعایى دست زنند، چنانكه در طول دوره هزار و چند صد ساله غیبت ، بارها چنین مدعیانى پیدا شده اند.
از این گذشته مردمى كه بى صبرانه در انتظار قائم (عج ) و نجات بشر از ظلم و ستم ، به سر مى برند، وظیفه دارند خود را براى یارى آن حضرت ، آماده سازند، از كجا بفهمند كه زمان موعود نزدیك شده و هنگام ظهور فرا رسیده است ؟
آیا این انقلاب بزرگ ، ناگهانى و بدون مقدمه خواهد بود، یا با حوادث و جریانهایى ، كم كم زمینه آن را فراهم مى گردد، براى آن كه مسلمانان پاسخ روشنى از این پرسشها داشته باشند و مهدى موعود را به درستى بشناسند، لازم بود: خصوصیات وى ، بستر زمانى ظهور، چگونگى قیام ، مخالفان ، یاران ، رخدادهایى كه پیش و یا در آستانه ظهور رخ مى دهد، میزان ارتباط آنها، موضع گیرى مردم در برابر آنها و... به درستى روشن گردد، تا مردم با بیدارى و هوشیارى كامل ، منتظر قیام مهدى (ع ) بمانند و یاران و دشمنان وى را به خوبى بشناسند و فریب مدعیان دروغین را نخورند.(214)
بر این اساس ، ما در این نوشتار نگاهى داریم به نشانه هاى ظهور مهدى (ع ) و بررسى میزان اعتبار و چگونگى تحقق آنها، ولى پیش از آن ، یادآورى چند نكته را لازم مى دانیم :

1. منظور از نشانه هاى ظهور
آن دسته از رخدادها، كه بر اساس پیش بینى معصومان (ع ) پیش و یا در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع )، پدید خواهند آمد، نشانه هاى ظهورند. تحقق هر یك از این نشانه ها، نویدى از نزدیك تر شدن ظهور قائم است ، به گونه اى كه با تحقق مجموعه رخدادهاى پیشگویى شده و به دنبال آخرین نشانه ظهور، حضرت مهدى (ع ) قیام خواهد كرد.
پس پدیدار شدن یك و یا چند نشانه از مجموعه نشانه هاى ظهور، چیزى جز نزدیك تر شدن زمان ظهور را نمى رساند. البته بسیارى از حوادث و تحولاتى را كه امامان (ع ) وقوع آنها را در دوران غیبت كبرى پیش بینى كرده اند، یا شمارى از آنها به عنوان نشانه ظهور معرفى كرده اند، به وقوع پیوسته اند.
مثلا، در روایات ، از اختلاف در میان امت اسلام (215) ، انحراف بنى عباس و از هم گسستن حكومت آنان (216) ، جنگهاى صلیبى (217) ، فتح قسطنطنیه به دست مسلمانان (218) ، در آمدن پرچمهاى سیاه از ناحیه خراسان (219) ، خروج مغربى در مصر و تشكیل دولت فاطمیان (220) النهرین و عراق امروزى (221) ، وارد شدن رومیان در منطقه رمله و شام ، رها شدن كشورهاى عرب از قید استعمار، بالا آمدن آب دجله و سرازیر شدن آن به كوچه هاى كوفه ، (222) بسته شدن پل بر روى دجله ، بین بغداد و كرج ، اختلاف بى شرق و غرب و جنگ و خون ریزى فراوان (223) بین آنان و... (224) خبر داده شده كه ظاهرا همه ، یا بسیارى از آنها تا به كنون ، رخ داده اند. اما باید توجه داشت كه :
اولا، معلوم نیست كه مراد از این حوادث ، همان حوادثى باشد كه در روایات آمده است .
ثانیا، پیش بینى چنین امورى ، به معناى آن نیست كه اینها نشانه حتمى ظهورند، بلكه همه و یا بسیارى از آنها، صرفا، رخدادهایى هستند كه امامان (ع ) از وقوع آنها در آینده خبر داده اند.
ثالثا، بر فرض ، در روایات از برخى از اینها به عنوان نشانه ظهور یاد شده باشد، از كجا معلوم كه منظور ظهور حضرت مهدى (ع ) باشد؟

2. منظور از قائم
پیشگویى هاى معصومان (ع ) در مورد رخدادهاى دوران حكومتهاى بنى امیه و بنى عباس و چگونگى فروپاشى آنها و حركتهایى كه علیه آنها شكل مى گیرد و... گرچه ، گاه به عنوان نشانه هاى ظهور بیان شده ، ولى الزاما منظور از ظهور، ظهور حضرت مهدى (ع ) نیست ، بلكه نشانه ظهور فرج و گشایش در كار شیعه و زندگى آنان است ، چنانكه تعبیر ((قائم )) در همه جا، به معناى قیام حضرت مهدى (ع ) نیست ، بلكه در شرایط اختناق و دیكتاتورى خشن بنى امیه و بنى عباس و چیرگى افرادى كه از سر عناد بر اولاد پیامبر (ص )، از هیچ شكنجه اى كوتاهى نمى كردند، مجالى براى ائمه (ع ) و شیعیان آنان نبود كه به وظایف خویش ، در جهت احیاى اسلام و مسلمانان اقدام كنند. در این شرایط، ایجاد رخنه و اختلاف بین آنان و شكل گیرى حركتها علیه آنها و در نتیجه ضعف ، یا فرو پاشى آنان ، به منزله گشایشى بود كه براى شیعیان پیش مى آمد، تا براى مدتى ، گرچه اندك آسوده شوند و از فشارها و زندانها و تعقیبها در امان بمانند. امامان نیز، این فرصت را مى یافتند، با به سازماندهى شیعیان و احیاى فرهنگ و میراث اهل بیت بپردازند.
یادآورى : در دوران سیاه حاكمیت بنى امیه و بنى عباس ، ده ها قیام و انقلاب كوچك و بزرگ توسط شیعیان و طرفداران اهل بیت و بیشتر علویان ، علیه آنان ، به وقوع پیوست كه برخى از آنها، همچون قیام زید بن على به گونه اى مورد تاءیید امامان (ع ) واقع شد.
از روایات استفاده مى شود كه تعبیر ((قائمنا)) بر برخى از این قیامها و یا حركتهایى كه خود ائمه (ع ) زمینه آن را فراهم مى ساخته اند، اطلاق شده است و از پیش گویى این گونه حوادث ، به عنوان ((علامات فرج )) یاد شده است . (225)
بر این اساس ، منظور از ((قائم )) در بسیارى از این روایات ، ظاهرا، مهدى موعود(ع ) نیست ، بلكه مراد قیام كننده بحق است .
ثقه الاسلام كلینى در كافى ، بابى را گشوده با این عنوان : ((فى ان الائمة (ع ) كلهم قائمون باءمر الله ))(226) كه بیانگر آن است كه لفظ ((قائم )) مخصوص و منحصر به امام زمان (ع ) نیست .
امام صادق (ع ) در تفسیر آیه (( یوم ندعوا كل اناس ‍ بامامهم )) (227) مى فرماید:


(( امامهم الذى بین اظهرهم و هو قائم اهل زمانه (228) ))
پیشواى آنان كه در پیشاپیش آنان حركت مى كند، و او قیام كننده اهل زمان خود است .

یا مى فرماید:
)) كلنا قائم باءمر الله واحد بعد واحد، حتى یجیئى صاحب السیف ، فاذا جاء صاحب السیف جاء ماءمر غیر الذى كان . (229) ))
همه ما، یكى پس از دیگرى قیام كننده به حكم خداییم ، تا وقتى كه صاحب شمشیر بیاید. پس آن گاه كه صاحب شمشیر آمد، با حكمى غیر از آنچه بوده ، بیاید.

از تعبیرهاى ((هو قائم اهل زمانه ))، ((كلنا قائم باءمر الله )) و... در این روایات استفاده مى شود كه لفظ ((قائم )) لزوما ویژه حضرت مهدى (ع ) نیست و شامل هر قیام كننده اى مى شود، هر كس كه انقلاب كند و مردم را به قیام علیه ظلم و بیداد فرا خواند ((قائم )) است . (230)
از برخى روایات نیز استفاده مى شود كه بسیارى از امامان (ع ) خود در صدد قیام بوده اند و به تدارك مقدمات حركت و تهیه لوازم آن مى پرداخته اند.

امام صادق (ع ) به مؤ من طاق مى فرماید:
 ((فو الله لقد قرب هذا الاءمر ثلاث مرات ، فاءذعتموه ، فاءخره الله . (231) ))
به خدا سوگند! این امر (قیام ) سه مرتبه نزدیك بود آغاز گردد و شما آن را تباه ساختید. پس خداوند آن را به تاءخیر انداخت .

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/18ساعت   توسط نغمه  | 

 

 ميگن غروب جمعه آدم دلش ميگيره

ميگن ماهي بي آب تو خشكي زود ميميره

ميگن كه گريه مرد،نشون ضعف اونه

ميگن آدم نبايد به انتظار بمونه

بازم غروب جمعس بازم دلم گرفته

تنگ طلاي بي آب از ماهي جون گرفته

بازم يه مرد كه داره هق هقاشو ميشماره

تك تك لحظه هاشو به انتظار ميسپاره

آقا گذشت جووني گريه تا كي پنهوني؟

رسمشه اينجاييم ما...رفتي خودت مهموني

 

به امید روزی که همه ی اس ام اس های جهان این باشه:

(مهدی .عج. امد)


اگر آن سبز قامت رو نماید

در باغ خدا را می گشاید

تنم را فرش کردم تا بتازد

دلم را نذر کردم تا بیاید

*اللهم عجل لولیک الفرج*

 

به دریا بزن قایقت میشوم

حقیرم ولی لایقت میشوم

من عاشق شدن را بلد نیستم

تو یادم بده عاشقت میشوم

 

عید بزرگ نیمه شعبان مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت   توسط نغمه  | 

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.

پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.

آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند.

بر كسی كه می خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است.

از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود:

ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.

 

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن-  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

 

 

زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و
وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 
 
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت   توسط نغمه  | 

دم دماي غروب جمعه است دلم بدجوري گرفته چند وقتي ميگذره كه اينطوري دلتنگ امام زمانم نشدم يه احساس عجيبي دارم فكر مي كنم  مثل بچگي هام شدم كه پاك بودم و عاري از گناه اون موقع رابطه قلبي عجيبي با امام زمانم داشتم كمتر پيش ميومد عصر جمعه اي برسه و من فراموش كنم كه مسافرم از سفر برنگشته و دلتنگش نشم اما الان يه مدتي كه فكر مي كنم ازش دور شدم اينقدر سرگرم كاراي خودم ميشدم كه نمي فهميدم امروز قرار بوده يه اتفاق جهاني بيفته, شده بودم مثل آدم بزرگا كه هميشه وقت ندارن و شب و روز تو فكر زندگي مادين امروز بعد چند وقت به همون حال قشنگ بچگيم برگشتم فكر كردم چقدر زود بزرگ شدم من هنوز جوونم ودرگيريها و مشغله هاي فكريم كمتر از يه آدمي كه دوبرابر سن منو داره اما چرا بعضي از اونا بيشتر از من به ياد امام زمانن به ياد امام زمان شباي جمعه تو خونشون مجلس ذكر و يادشو به پا ميكنن من چه قدر غافل شدم  شايد خواب ديشبم بي علت با اين دلتنگييم نبوده خواب ميديم كه نيمه شعبانه همه ي مردم تو يه حياط بزرگي نشستن منم تو صفاي اول بودم يه آقايي از روبرو صدام كردبه هم يه ظرفي نشون داد كه توش زولبيا باميه و خوراكي هاي ديگه بودبه هم گفت اينارو  بين مردم ببر بخش كن منم با خوشحالي رفتم اونا ريختم تويه سبد رفتم جلوتر يه جايي كه همه ي خانمها نشسته بودن سبد جلوشون مي گرفتم با مهربوني به هشون تعارف ميكردم به يه خانمي رسيدم كه مريض بود به هش تعارف ميكردم ولي از ترس مريضيش برنميداشت به هش لبخند زدم گفتم اينا تبركه بخور انشااله خوب ميشي سبد خالي شده بود دوباره برگشتم تا پرش كنم ميگفتم اينا رو كوچكتر كنيد جمعيت خيلي زياده به همه برسه ..........يعني اين همه جمعيت تو دنيا هست كه منتظر قلبي امام زمان باشن نه متظر زباني , خدا كنه اين طور باشه .تصمييم گرفتم با خدا درد ودل كنم جانمازمو پهن كردم دوركعت نماز براي سلامتي وفرج امام زمان خوندم تو نماز اشك تو چشام جمع شده بود نمازمو با صداي بلند خوندم .بعد كتاب دعامو باز كردم دعاي سمات كه مخصوص عصراي جمعه است آوردم هنوز يه صفحه نشده بود كه ناخداگاه دوباره به ياد غربت امام زمان افتادم گريه كردم مهرم خيس شده بود فقط مي گفتم الهم عجل لوليك الفرج خدايا كي مي خواي مهدي فاطمه رو برسوني من ميخواستم از دلتنگياي خودم از گرفتاريم برا امام زمان بگم اما دلم نيومد فكر كردم آقا دلش بيشتر از من خونه اون از دست من از دست آدمايي كه به اسم شيعه و مسلمون دارن گناه ميكنن و فرجشو به تاخير ميندازن گرفته, فكر كردم اون بيشتر از من دلشكسته هست خواستم كه اونو براي خودش بخوام نه فقط وسيله براي براورده شدن حاجاتم دوست داشتم زودتر دعاي سماتو تموم كنم و زيارت آل ياسين بخونم و مستقيم با خودش حرف بزنم اون لحظه ها احساس سبكي مي كردم فكر مي كردم اون سيم ارتباطي ميون قلب من و امام زمانم وصل شده خوشحال بودم و تو دلم خدا رو شكر مي كردم .بعد ياد دهه ي فاطميه افتادم چه روزاي خوبي بود ده روز روضه داشيم هر روز منتظر بودم زود عصر بشه و مهموناي حضرت زهرا بيان و براي ساعتي خونمون فضاي روحاني مي گرفت ومن از اينكه براي مهمانهاي مادرم خدمت ميكردم خوشحال بودم حالا چند روز مونده تا ولادت حضرت زهرا از خدا ميخوام كه بازم به هم توفيق خدمت به خاندان محمد (ص) رو بده وتوي روزاي شاديشون شادي كنم با همه ي مردم دنيا .

از خدا ميخوام همي جوان ها  رو مخصوصا جوانان مملكت خودم كه گرفتار غفلت شدن به راه راست هدايت كنه . و زمينه رو براي ظهور عزيز غايب از نظر فراهم كنه.

خدايا فرج مهدي فاطمه را برسان و دل همه ي مردم را با ظهورش شاد كن  

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/31ساعت   توسط نغمه  |