تبليغاتX
انتظار سبز

 

 

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي

 

 

             دل بي تو به جان آمد وقت است كه بازآيي

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/15ساعت   توسط نغمه 

 

 

درود بر تو ای حجت خدا در روی زمين درود بر تو ای ديده خدا  بر خلقش درود بر
تو ای نور خدا که هدايت شوند بدان ره جويان و گشايش بر مؤمنان 
درود بر تو ای دوست خيرخواه درود بر تو ای کشتی نجات درود بر
تو ای چشمه حيات و زندگی درود بر تو رحمت کند خدا بر تو و بر خاندان پاک و
پاکيزه ات درود بر تو بشتابد خدا بر تو آنچه را برای تو وعده داده در ياری و
ظهور امر درود بر تو ای آقای من من وابسته تو هستم عارف به آغاز و انجامت
تقرب مي جوييم به سوی خدای بزرگوار به تو و به خاندان تو و انتظار ظهور تو را
دارم و ظهور حق را بر دست تو و از خدا خواهم اينکه درود فرستی بر محمد و آل
محمد و اينکه قرار دهی مرا از جمله منتظرين تو و پيروان و ياران تو بر عليه
دشمنانت و از شهيدان در برابرت و در جمله دوستانت ای مولای من ای صاحب الزمان
درود خدا بر تو و بر خاندان تو اين روز جمعه است و آن روز تو است که در آن
توقع ظهورت مي رود و فرج و گشايش برای مؤمنان به دو دست توست و کشتار کافران
به شمشيرت است و من ای آقايم در آن مهمان تو هستم و پناهنده تو و تو ای مولای 
من کريم و کريم زاده ای و مأمور پذيرايی و نگهداری پس مرا مهمان کن و پناه ده
درود خدا بر تو و بر خاندان پاکت
من بر تو نازل مي شوم هر کجا راحله ام روی آورد و مرا وارد نمايد و ميهمان تو هستم
در هر کجا که باشم از شهرها

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/15ساعت   توسط نغمه 
دلم مي سوزه براي غربت آقام من فكر مي كنم حضرت مهدي از امام حسين هم غريب تره اگه اون زمان مردم كوفه امام حسين و تنها گذاشتن الان همه مردم دنيا امام زمانو تنها گذاشتن اونايي كه آقا را براي خودش ميخوان نه براي حاجتاشون انگشت شمارن همه فكر مي كنن بايد ظلم و بدي همه جا رو پر كنه تا آقا بيا د ولي به خدا اينجوري نيست تا ما خوب نشيم و آمادگي پيدا نكنيم آقا نمياد خدايا من دوست ندارم مثل مردم كوفه باشم خدايا كمكم كن تا بتونم در شرايط و اوضاع بد زمانه كه جوون بودنو گناه نكردن سخته من جزء همون عده انگشت شمارباشم آمين .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت   توسط نغمه  | 
اي دو سه تا كوچه زما دورتر نغمه ي تو ا زهمه پر شورتر كاش كه اين فاصله را كم كني محنت اين قافله را كم كني كاش كه همسايه مامي شدي مايه آسايش ما مي شدي هر كه به ديدار تو نائل شود يك شبه حلال مسائل شود اي زليخا دست از دامان يوسف بازكش تا صبا پيراهنش را سوي كنعان آورد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت   توسط نغمه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت   توسط نغمه  | 

دل پريشونم پريشونم که اربابم نيومد
بعد عمري عاشقي حتي يه شب خوابم نيومد
آسمون عصرهاي جمعه مثل من بهونه گيره
بارون گريه باهات حرف مي زنه که خيلي ديره
سر زلفت مي بره قلب فرشته ها به غارت
مي دونم که مي شکني هرچي بت به يک اشارت
دل زينب بي قراره  
مادرت چشم انتظاره
شنيدم يه روز مياي که خورشيد از تو پا ميگيره
هرکسي حسيني آتيش کربلا مي گيره
وقت خوش عهدي و عشقه  
غيرت مهدي رو عشقه
شيشه شيشه ياس بباره نه فلک وقتي بيايي
دوباره آباد ميشه باغ فدک وقتي بيايي
ميبري يه روز به سينه 
مرهمي براي سينه
همه دل شکسته ها چشم انتظار ذوالفقارن
شيعه ها تا تو نياي سرو ساموني ندارن
شنيدم براي خاتون مي گيره دل تو هرشب
سردر خيمه تو نوشته عمه زينب
اهل گريه اهل دردي
مثل حيدر کوچه گردي
تا قدم رنجه کني رو چشم من آروم جونم
روضه عموي بي دست ابالفضل رو مي خونم
علقمه کلبه غم شد
کمرجد تو خم شد

العجل يا حجت الله   العجل بقيه الله

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت   توسط نغمه  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/06ساعت   توسط نغمه  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/06ساعت   توسط نغمه  | 

وقتي بوي ياس و اقاقي فضا را پركرد

وقتي نواي الله اكبر دل تاريك و خاموشم را روشن مي كرد

نسيم ملايمي وزيد وپيك صبا ديد ار يار را يه من مژده داد

.گفت برخيز. من بلند شدم در چشمه زلال عشق وضو گرفتم

چادر سفيد به سر كردم وهمراه با فرشتگان سبز پوشت به نماز ايستادم

نم نم هاي پاك اشك بر گونه هايم جاري شد دستهايم را به سويت بلند

كردم و با تمام وجود و از سر نياز  فرياد زدم :

اللهم عجل لوليك الفرج ................................

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/05ساعت   توسط نغمه  |