تبليغاتX
انتظار سبز

 

هنوز رخت سياه محرمو از تن در نياورديم كه بايد عزاي صفر بگيريم آخه28 صفر شهادت اما م حسن وجد غريبش پيغمبر و از اون مهمتر (شايد براي من ) 30 صفر و شهادت امام رئفو مون امام رضا  . همون آقايي كه حتي كبوترا هم دست خالي از حرمش بر نمي گردن چه برسه به من وتو . اينه راز پر زدن هميشگيشون دور گنبد طلا . و چقدر قشنگ اين روزا شهر ما درسته كه همه جا عيد ولي وقتي به شام شهادت آقا مي رسه شهر ما رنگ و بوي ديگه اي مي گيره بوي حسين آخه هم اربيعين اربابه هم شهادت ولي نعمتمون.

چه خوبه كه ما فراموش نكنيم: ((كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا ))

براي اينكه  با رفتن محرم عزاداري هامونو خيلي زوداز ياد نبريم  اين شعر قشنگو تفديم مي كنم به همه ي عاشقاي امام حسين كه اين روزا با اشك ديده ها شون سنگ تموم گذاشتن .

خدايا به پاس اين اشكها و گريه ها زيارت آقا رو تواين دنيا و از اون مهمتر شفاعتشو تو اون دنيا  روزي ما بگردان

الهي امين.

شيعيان ديگر هواي نينوا دارد حسين

روي  دل با كاروان كربلا دارد حسين

از حريم كعبه جدش به اشكي شست چشم

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين

مي برد در كربلا هفتاد دو ذبح عظيم

بيش از اينها حرمت كوي منا دارد حسين

او وفاي عهد را با سر كند سودا ولي

خون به دل كوفيان بي وفا دارد حسين

دشمنانش بي امان و دوستانش بي وفا

با كدامين سر كند مشكل دوتا دارد حسين

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مي كند

عزت و آزادگي بين تا كجا دارد حسين

دشمنش هم آب مي بندد به روي اهل بيت

داوري بين با چه قوم بي حيا دارد حسين

دست آخر هم كز همه بيگانه شد ديدم هنوز

با دم خنجر نگاهي آشنا دارد حسين

شمر گويد گوش كردم تا چه خواهد از خداي

جاي نفرين هم به لب ديدم دعا دارد حسين

اشك خونين گو بيا بنشين به چشم  ((شهريار))

كاندرين گوشه عزايي بي ريا دارد حسين

 

خدابا به پهلوي شكسته مادرش خانم فاطمه زهرا  و به غربت جدش امام حسين

قسمت مي دهيم فرج  آفا امام زمان را  برسوني.

اتماس دعا از همتون دارم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/28ساعت   توسط نغمه  | 

 

سكوت غمباري مرا فرا گرفته است آه مي كشم و مي خواهم سخني

بگويم با تو ولي نميتوانم بغض گلويم را فشرده است آقاجان حرفهايم را بشنو و بگو كدامين روز مي آيي؟

چرا ساعتها و ثانيه ها طولاني شده اند؟                   

لبهايم عطش تشنگي زلال وجودت را دارند.

مرا در لحظه هاي انتظار نگذار .بيا بيا و سايه سبزت را بر سرم بگستران.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت   توسط نغمه  | 

فرا رسیدن ایام محرم حسینی برعاشقان آقا اباعبدالله تسلیت باد./

 

عالمان معتقدتد هنگامی که زمین آکنده از سیاهی شود وآتش ظلم شعله ور گردد او خواهدآمد تا به گل بنشاند شعله ها را و سرد کند آتش را بر جسم مستضعفین ابراهیم صفت.

غافل از اینکه ملک مهدی نام ما که حامل گلستان و سرد کننده شعله هاست خود سال های سال است که در آتش ما نمرودیان بی وجدان می سوزد .

او خود بارها و بارها گفته است زمانی خواهم آمد که در جمعیت چند میلیاردی دنیا فقط و فقط سیصد و سیزده نفر انسان کامل باشند تا مرا یاری دهند. و معنای عامیانه این پیام این است که باید انسانیت به مرحله ای از تکامل برسد تا ظرفیت پذیرش وجودی بی نقص را داشته باشد نه اینکه  روبه نقصان رود تا او بیاید.

اگر در جایی به ثبت رسیده که او خواهد آمد در سخت ترین دوران ها شکی نیست چون هر چه بشر آگاه تر می شود به همان نسبت مشکلاتش  زیادتر خواهد شد.

و من اکنون پس از مرور خاطرات معصومانه ی کودکی که عاری از آلودگی هاست باز هم دلم هوایش را کرده و اکنون است که می فهمم هریک ازما باید منجی روح خویش باشم تا اومنجی موجودیت ما گردد.

الهم اجعلنا من اعوانه و انصاره.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت   توسط نغمه  |