تبليغاتX
انتظار سبز
اخطار: لطفا مطالب را با دقت بخوانيدو از درج نظرات بي ربط خودداري كنيد.

آقا جون مي خوام از شما بگم اما نميدونم چه جوري شروع كنم.. خجالت مي كشم از خودم و از همه ي كساني كه فقط اسم منتظر و يدك مي كشن..همه منتظرن...اما منتظر چي؟اينهمه گناه اين همه دروغ اين همه حقو زير پا گزاشتن اين همه ظلم كردن ما كي ميخواهيم آدم بشيم كي مي خواهيم خودمونو اصلاح كنيم !ميدوني ما منتظر چييم اينكه يه معجزه اتفاق بيفته به اسم ظهور تو تا توبياي همهي اين بديهامون تبديل به خوبي كني تا تو بياي ما رواصلاح كني؟؟پس ما آدما كي ميخواهيم بفهميم !خودمو ميگم جسارت به دوستان خوبم نشه.سرمون كرديم تو لاكمون و گرفتار زندگي و زرق و برق دنيا شديم و فقط يه كاربلديم اونم اينكه جمعه ها داد بزنيم بيا بيا گل نرگس.. داد بزنيم و گلايه كنيم آقا جون چرا نمياي ..

خيلي خيلي كه خوب باشيم بعد دعاهامون واسه خريد خونه و ماشين و بچه و زن و شوهرو غيره و ذلك دستامون ميبريم بالابا يه قيافه حق به جانب ميگيم:اللهم عجل لوليك الفرج .. البته بعضي هامون هم فكرمي كنيم خيلي كار درستيم يه وبلاگ يا سايت زديم به اسم آقا و گاهي وقتا كه دلمون بخواد ميام يه آپي مي كنيم چند تا عكسو شعرم ميزاريم ..بازم توهين نشه به دوستان .خودمو ميگم نه اينكه بد باشه اما به نظرم به هيچ وجه كافي نيست .ما بايد اول از خودمون شروع كنيم سعي كنيم شيوه رفتارمون درزندگي و مطابق با نظر امام قرار بدهيم .مگر نه اينكه در روايات داريم براي اينكه آقا ظهوركنن بايد منتظر مصلح باشد . بايد جامعه روبه خوبي باشه .پس كو اون منتظر مصلح؟؟ من كه تو اين دنيا به جز بدي و جنگ و ظلم از يه اجتماع كوچك مثه خانواده گرفته تا يه جهان بيشترنميبينم اگه فكر مي كنيد نظرم اشتباه چشماتون خوب باز كنيد و به اطراف نگاه كنيد ببينيد يه آدم صالح با اخلاق پيدا ميشه كه براي رضاي خدا تو اين زندگي قدم بر  داره و هدفش خشنود كردن بندهاي خدا باشه. ..اگر هم باشند به تعداد انگشت شمارن..

همين الان خودتون فرض كنيد يه پول پس اندازي داريد وكلي براش نقشه كشيديد اما يه دوست قديمي به هتون زنگ ميزنه و تقاضاي  قرض ميكنه مردانه چند درصدمون خواسته دوستمون به هوا و هوس خودمون ترجيح ميدهيم؟  اكثرمون غرولند ميكنيم اي بابا اينم بعد سالها زنگ زده و حالابرا پول زنگ زده و خيلي راحت ميگيم ندارم...شايد گفتن اين حرفا خنده دار باشه اما به نظرم اين جور نيست اين كوچكترينشه. از اين جور مسائل زياد تو زندگي هاي ما اتفاق مي افته و ما چه غافل و بي توجهيم. براي انتظاربايد ازخودمون شروع كنيم خودمون سعي كنيم جامعه را رو به خوبي ببريم و زمينه ساز واقعي ظهور باشيم اون وقت ميشه گفت انتظارمون يه انتظار پويا و درست است وآفرين به كساني كه اين گونه اند..    انتظار ما تبديل شده به يه انتظار منفعل ...يه انتظاري كه فقط دنبال يه              آدم مي گرديم به اسم امام زمان تا با اومدنش همه چي يه شبه گلستون بشه اما اشتباه فكر مي كنيم. ما بايد خودمونو دست به كار بشيم و خودمون شروع به از بين بردن بديها بكنيم تا زمينه براي ظهورفراهم بشه.با لقلقه زبان و دعاي تنها به گمانم حالا حالا بايد در انتظار يار بمانيم.. هفته پيش جمعه ظهري كه گذشت برنامه به سوي ظهور و ديدم .حرفايي كه كارشناس برنامه ميزد خيلي جالب بود.

ميگفت طبق آماري كه ازمدارس گرفتن خيلي ازبچه ها از امام زمان ميترسن فكر ميكنن آقا مياد واز دم همهي آدم بدا رو از لب تيغ ميگذرونه.. به نظر من اين عقيده نه تنها دربچه ها بلكه در خيلي از بزرگا هم هست. تو دلمون يه ترسي واي اگه آقا بياد چي ميشه !.حتمن همه چي زير و رو ميشه .موقعيت شغليمون چي ؟زندگي عوض ميشه بايد جنگ كنيم يه جنگ جهاني كي حوصله كشته شدن داره ؟..ما هنوز مي خواهيم زندگي كنيم بي خيال اصلا چرا امام زمان بياد..بزار ما عشق و كيفمونو از اين دنيا ببريم صاحب زن و زندگيو فرزند بشيم بعد كه پير شديم آقا خودش مياد..واي برما كه چه دنيا پرست شديم همش ميگيم تف به غيرت مردم كوفه عجب نامردايي بودن كه امام حسينو دعوت كردن و تنها گزاشتن اگه ما اونجا بوديم سرمونو مي داديم الان كه اينجا هستيم و ميدونيم يه امام زنده وحاضر تو غربت ما چند ميليون نفر زندگي ميكنه چه قدر داريم واسه اومدنش تلاش ميكنيم؟؟؟خيلي هامون هميشه بعد نماز دست و پا شكستمون برا فرج آقا دعا ميكنيم مگه كمه؟؟

ميخوام بگم آره خيليم كمه...

همين الان صفحات روزنامه ها رو ورق بزنيد روزي نيست كه خبر از زورگيري و قتل وكشتار و تجاوز نباشه...شديم يه مشت حيوان وحشي آدم نما كه براي حفظ و ثبات زندگيمون از هيچ كاري فروگزار نيستيم حتي قتل فرزند.. حتي هوسراني وشهوتراني ..حتي زورگيري و جنايت..تا وقتي كه صفحه حوادث روزنامه ها سفيد نباشه آقا هم نمياد.

كمي بيشتر به اين موضوع فكر كنيم.

به طور نمونه عکس هایی از جنایت در غزه و سکوت سرد کشورهای مسلمان....

 

 

به امید روزی که هیچ ظالمی روی زمین نماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/25ساعت   توسط نغمه  | 
 

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256
هجری بوده است .
پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص) گذشت ، و امامت به امام دهم
حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان
و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در
آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع (فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و
کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران
خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد
گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود .
در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمين خليفه عباسی ،
که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی 
قرار داد .
اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از
تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را
پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در
زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به
همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش
کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و
ستمگران نخواهند .
در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای 
شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد .
امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام
يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد .
" به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و
خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد
جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد ، او را از ميان بردارند .
بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از
مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص
امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند ، نه
هميشه و به صورت عادی " .

شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ،
شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند .
از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام
بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد .
آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام
عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ،
امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و
دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ،
تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت
کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام
مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .
يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل
نوبختی مي باشد .
باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری 
در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا
به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ،
تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد
خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت
دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان
با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده
نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .


ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد .
کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند،
اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای 
حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ
جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم
همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را
از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات
ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما
انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين
کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی 
(ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ،
و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد


صورت و سيرت مهدی

چهره و شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند :
" چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ،
شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند
و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .
گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی  - که از بيداری شب عارض شده -
بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش
ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در
هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .
نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .
حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی 
نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق و
خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به
کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام
خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .
حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در
وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و
خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز
گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد .
مهدی ( ع)حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زير دندان ديگری 
باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز
گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سياسی 
منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی 
شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...
برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ، باقی 
نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی ، در جهان
جريان نيابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قيام کند زمينی  نماند ، مگر آنکه در آنجا
گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .
در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا که زنان
در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت
عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی ( ع ) با تاييد الهی  ، خردهای مردمان را به کمال
رساند و فرزانگی  در همگان پديد آورد ... .
مهدی ( ع ) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .
در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی  بيمانند دست يابند . حتی 
چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان
بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های  زمين و ديگر معادن استخراج
گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و
غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود .
در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .
در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود
و رنجی بر دلی ننشيند .
مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان
کند و دادگری او همه جا را بگيرد .

 

اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند :
يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ،
خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شيعه نيست
عقيده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوطبه شيعيان و عالم تشيع نيست ،
بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت ( مالکی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به
اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود
آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حديثهای متواتر و
صحيح مي دانند .


طول عمر امام زمان
درازی عمر امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی مي دهد ،
و در کتابهای تاريخی نيز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زياد بوده اند ، و در گذشته
و حال نيز چنين کسانی بوده و هستند ، عمر زياد حضرت مهدی  ( ع ) به هيچ دليلی محال
نيست ، بلکه از نظر عقلی و ديد وسيع علمی و امکان واقع شدن به هيچ صورت بعيد نيست .
از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهي ، بدان نظر کنيم ، امری ناممکن نيست .
در برابر قدرت خدا - که بر هر چيز تواناست - عمرهايی  مانند عمر حضرت نوح ( ع )
و عمر بيشتر از آن حضرت و يا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدير و حکيم ،
کوچک و بزرگ ، کم و بسيار ، همه و همه مساوی است . بنابراين حکمت کامل و بالغ
او ، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهايت سلامت زنده نگاه مي دارد .
پس طبق حکمت الهی ، امام دوازدهم ، مهدی موعود ( ع)بايد از انظار غايب باشد
و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فيض برای جهانيان باشد تا هر وقت
خدا اراده کند ظاهر گردد ، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده ، از قسط
و عدل پر کند .

 
انتظار ظهور قائم (ع)
بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاي
اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به جريانات
اسلام دينی و اجتماعی بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداری درست نيست ... بر عکس ،
انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعاليت کردن و در نپذيرفتن ظلم و
باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری 
ايستادن است .
" مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه اين است
که در مکتب ، هيچ سازشی و سستی راه ندارد . شيعه در حوزه " انتظار " يعنی ،
انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا
بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد
مي نمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل خونين
مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند " .
اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته
باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام کند ناشی از همين آمادگی 
است . ناشی  از همين قيام و اقدام اسو همين عقيده است که هنوز مسلمانان را اميدوار و فعال نگاه داشته است ، اين  همه فشار و مصيبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صليبی  و حمله مغول ، و اختناق و تعديهای دولتهای استعماری  ، بر سر هر ملتی وارد مي آمد ، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . ليکن دينی که پيشوايان حق آن دستور مي دهند که چون اسم صريح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود ، بپا بايستيد و آمادگی  خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنيد ، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر
نشان دهيد ، هيچ وقت ، نخواهد مرد ... . "

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت   توسط نغمه  |