تبليغاتX
انتظار سبز - نشانه های ظهور
بررسى نشانه هاى ظهور

 برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدى 

مؤ لف : جمعى از نویسندگان مجله حوزه

مقدمه
اعتقاد به آمدن مصلح كل در آخرالزمان ، ریشه در دل تاریخ دارد و مخصوص به اسلام و تشیع نیست . كم و بیش . كم و بیش ، همه ادیان الهى ، صرف نظر از نوع جهان بینى و اختلافاتى كه در ویژگیهاى منجى موعود دارند، نوید آمدن وى را داده اند و براى او، نشانه هایى یاد كرده اند.
كلیت این مساله ، آن قدر روشن است كه آیینهاى قدیمى : برهمائى ، بودایى و... انتظار ظهور منجى دارند و نشانه هایى را بر نزدیك بودن ظهور وى ، در كتابهاى خویش بیان كرده اند. با این حال ، هیچ كدام از این آیینها و مسلكها، تصویر روشنى از چگونگى قیام و آثار و نشانه هاى نزدیك شدن ظهور، ارائه نداده اند. (213)
در اسلام ، بویژه تشیع ، بر خلاف ادیان و مذاهب دیگر، از ظهور مهدى موعود(ع ) تفسیر روشنى ارائه شده و چگونگى قیام و رخدادهایى كه به عنوان نشانه نزدیكى ظهور رخ خواهد داد. به شرح بیان شده است .
اكنون این پرسشها مطرح است :
آیا براى پیدایش این انقلاب بزرگ ، كه همه جهان را فرا مى گیرد، نشانه اى وجود دارد؟
مردم از كجا و چگونه مهدى موعود را بشناسند و بر چه اساس و با چه وسیله اى مدعیان دروغین را از مهدى حقیقى باز شناسند؟ چه بسا افرادى به انگیزه هاى مادى و دست یافتن به حكومت و قدرت ، به دروغ به چنین ادعایى دست زنند، چنانكه در طول دوره هزار و چند صد ساله غیبت ، بارها چنین مدعیانى پیدا شده اند.
از این گذشته مردمى كه بى صبرانه در انتظار قائم (عج ) و نجات بشر از ظلم و ستم ، به سر مى برند، وظیفه دارند خود را براى یارى آن حضرت ، آماده سازند، از كجا بفهمند كه زمان موعود نزدیك شده و هنگام ظهور فرا رسیده است ؟
آیا این انقلاب بزرگ ، ناگهانى و بدون مقدمه خواهد بود، یا با حوادث و جریانهایى ، كم كم زمینه آن را فراهم مى گردد، براى آن كه مسلمانان پاسخ روشنى از این پرسشها داشته باشند و مهدى موعود را به درستى بشناسند، لازم بود: خصوصیات وى ، بستر زمانى ظهور، چگونگى قیام ، مخالفان ، یاران ، رخدادهایى كه پیش و یا در آستانه ظهور رخ مى دهد، میزان ارتباط آنها، موضع گیرى مردم در برابر آنها و... به درستى روشن گردد، تا مردم با بیدارى و هوشیارى كامل ، منتظر قیام مهدى (ع ) بمانند و یاران و دشمنان وى را به خوبى بشناسند و فریب مدعیان دروغین را نخورند.(214)
بر این اساس ، ما در این نوشتار نگاهى داریم به نشانه هاى ظهور مهدى (ع ) و بررسى میزان اعتبار و چگونگى تحقق آنها، ولى پیش از آن ، یادآورى چند نكته را لازم مى دانیم :

1. منظور از نشانه هاى ظهور
آن دسته از رخدادها، كه بر اساس پیش بینى معصومان (ع ) پیش و یا در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع )، پدید خواهند آمد، نشانه هاى ظهورند. تحقق هر یك از این نشانه ها، نویدى از نزدیك تر شدن ظهور قائم است ، به گونه اى كه با تحقق مجموعه رخدادهاى پیشگویى شده و به دنبال آخرین نشانه ظهور، حضرت مهدى (ع ) قیام خواهد كرد.
پس پدیدار شدن یك و یا چند نشانه از مجموعه نشانه هاى ظهور، چیزى جز نزدیك تر شدن زمان ظهور را نمى رساند. البته بسیارى از حوادث و تحولاتى را كه امامان (ع ) وقوع آنها را در دوران غیبت كبرى پیش بینى كرده اند، یا شمارى از آنها به عنوان نشانه ظهور معرفى كرده اند، به وقوع پیوسته اند.
مثلا، در روایات ، از اختلاف در میان امت اسلام (215) ، انحراف بنى عباس و از هم گسستن حكومت آنان (216) ، جنگهاى صلیبى (217) ، فتح قسطنطنیه به دست مسلمانان (218) ، در آمدن پرچمهاى سیاه از ناحیه خراسان (219) ، خروج مغربى در مصر و تشكیل دولت فاطمیان (220) النهرین و عراق امروزى (221) ، وارد شدن رومیان در منطقه رمله و شام ، رها شدن كشورهاى عرب از قید استعمار، بالا آمدن آب دجله و سرازیر شدن آن به كوچه هاى كوفه ، (222) بسته شدن پل بر روى دجله ، بین بغداد و كرج ، اختلاف بى شرق و غرب و جنگ و خون ریزى فراوان (223) بین آنان و... (224) خبر داده شده كه ظاهرا همه ، یا بسیارى از آنها تا به كنون ، رخ داده اند. اما باید توجه داشت كه :
اولا، معلوم نیست كه مراد از این حوادث ، همان حوادثى باشد كه در روایات آمده است .
ثانیا، پیش بینى چنین امورى ، به معناى آن نیست كه اینها نشانه حتمى ظهورند، بلكه همه و یا بسیارى از آنها، صرفا، رخدادهایى هستند كه امامان (ع ) از وقوع آنها در آینده خبر داده اند.
ثالثا، بر فرض ، در روایات از برخى از اینها به عنوان نشانه ظهور یاد شده باشد، از كجا معلوم كه منظور ظهور حضرت مهدى (ع ) باشد؟

2. منظور از قائم
پیشگویى هاى معصومان (ع ) در مورد رخدادهاى دوران حكومتهاى بنى امیه و بنى عباس و چگونگى فروپاشى آنها و حركتهایى كه علیه آنها شكل مى گیرد و... گرچه ، گاه به عنوان نشانه هاى ظهور بیان شده ، ولى الزاما منظور از ظهور، ظهور حضرت مهدى (ع ) نیست ، بلكه نشانه ظهور فرج و گشایش در كار شیعه و زندگى آنان است ، چنانكه تعبیر ((قائم )) در همه جا، به معناى قیام حضرت مهدى (ع ) نیست ، بلكه در شرایط اختناق و دیكتاتورى خشن بنى امیه و بنى عباس و چیرگى افرادى كه از سر عناد بر اولاد پیامبر (ص )، از هیچ شكنجه اى كوتاهى نمى كردند، مجالى براى ائمه (ع ) و شیعیان آنان نبود كه به وظایف خویش ، در جهت احیاى اسلام و مسلمانان اقدام كنند. در این شرایط، ایجاد رخنه و اختلاف بین آنان و شكل گیرى حركتها علیه آنها و در نتیجه ضعف ، یا فرو پاشى آنان ، به منزله گشایشى بود كه براى شیعیان پیش مى آمد، تا براى مدتى ، گرچه اندك آسوده شوند و از فشارها و زندانها و تعقیبها در امان بمانند. امامان نیز، این فرصت را مى یافتند، با به سازماندهى شیعیان و احیاى فرهنگ و میراث اهل بیت بپردازند.
یادآورى : در دوران سیاه حاكمیت بنى امیه و بنى عباس ، ده ها قیام و انقلاب كوچك و بزرگ توسط شیعیان و طرفداران اهل بیت و بیشتر علویان ، علیه آنان ، به وقوع پیوست كه برخى از آنها، همچون قیام زید بن على به گونه اى مورد تاءیید امامان (ع ) واقع شد.
از روایات استفاده مى شود كه تعبیر ((قائمنا)) بر برخى از این قیامها و یا حركتهایى كه خود ائمه (ع ) زمینه آن را فراهم مى ساخته اند، اطلاق شده است و از پیش گویى این گونه حوادث ، به عنوان ((علامات فرج )) یاد شده است . (225)
بر این اساس ، منظور از ((قائم )) در بسیارى از این روایات ، ظاهرا، مهدى موعود(ع ) نیست ، بلكه مراد قیام كننده بحق است .
ثقه الاسلام كلینى در كافى ، بابى را گشوده با این عنوان : ((فى ان الائمة (ع ) كلهم قائمون باءمر الله ))(226) كه بیانگر آن است كه لفظ ((قائم )) مخصوص و منحصر به امام زمان (ع ) نیست .
امام صادق (ع ) در تفسیر آیه (( یوم ندعوا كل اناس ‍ بامامهم )) (227) مى فرماید:


(( امامهم الذى بین اظهرهم و هو قائم اهل زمانه (228) ))
پیشواى آنان كه در پیشاپیش آنان حركت مى كند، و او قیام كننده اهل زمان خود است .

یا مى فرماید:
)) كلنا قائم باءمر الله واحد بعد واحد، حتى یجیئى صاحب السیف ، فاذا جاء صاحب السیف جاء ماءمر غیر الذى كان . (229) ))
همه ما، یكى پس از دیگرى قیام كننده به حكم خداییم ، تا وقتى كه صاحب شمشیر بیاید. پس آن گاه كه صاحب شمشیر آمد، با حكمى غیر از آنچه بوده ، بیاید.

از تعبیرهاى ((هو قائم اهل زمانه ))، ((كلنا قائم باءمر الله )) و... در این روایات استفاده مى شود كه لفظ ((قائم )) لزوما ویژه حضرت مهدى (ع ) نیست و شامل هر قیام كننده اى مى شود، هر كس كه انقلاب كند و مردم را به قیام علیه ظلم و بیداد فرا خواند ((قائم )) است . (230)
از برخى روایات نیز استفاده مى شود كه بسیارى از امامان (ع ) خود در صدد قیام بوده اند و به تدارك مقدمات حركت و تهیه لوازم آن مى پرداخته اند.

امام صادق (ع ) به مؤ من طاق مى فرماید:
 ((فو الله لقد قرب هذا الاءمر ثلاث مرات ، فاءذعتموه ، فاءخره الله . (231) ))
به خدا سوگند! این امر (قیام ) سه مرتبه نزدیك بود آغاز گردد و شما آن را تباه ساختید. پس خداوند آن را به تاءخیر انداخت .

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/18ساعت   توسط نغمه  |