تبليغاتX
انتظار سبز - برخى انتظارات امام حسن عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان
3 - به ياد خدا و قيامت‏بودن

ايمان برگرفته از انديشه بدنبال خود عمل و ياد خدا و همچنين انجام عبادت را در پى دارد، به همين جهت‏يكى ديگر از انتظارات حضرت عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان اين است كه خداوند و قيامت و رسول را فراموش نكنند . چنان كه فرمود: «اكثروا ذكر الله و ذكر الموت و تلاوة القرآن و الصلاة على النبى; زياد به ياد خداو مرگ باشيد و همواره قرآن بخوانيد و بر پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم) (و آل او) درود بفرستيد . (14)

و هوشمندترين و زيركترين افراد كسى است كه به ياد بعد از مرگ باشد و وجدان خويش را براى رسيدگى به اعمال قاضى قرار دهد . (15)

4 - حسابرسى اعمال و پاسخگويى وجدان

انتظار ديگرى كه امام حسن ( عليه السلام) از شيعيان دارد، رسيدگى به اعمال و داشتن محاسبه در هر شبانه روز، و پاسخگويى وجدان اخلاقى است .

لازم است انسان در ابتداى هر روز نسبت‏به اعمال نيك و دورى از گناه با خود «مشارطه‏» و قرار دادى داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه‏» داشته باشد . و در پايان روز «محاسبه‏» و حسابرسى، و پاسخگويى به وجدان درونى خويش .

آنهايى هم كه مسئوليت‏هاى اجتماعى دارند، در مقابل مردم و جامعه مسئولند كه بايد پاسخگو باشند، علاوه بر اين در مقابل خداوند متعال، پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم) و وجدان خويش نيز بايد پاسخگو باشند .

ممكن است عده‏اى زرنگى را در آن بدانند كه از حسابرسى، و پاسخگويى فرار كنند و به نوعى طفره روند، ولى بايد بدانند كه هرگز چنين رفتارى هوشمندى و زرنگى بحساب نمى‏آيد، در همين زمينه است كه حضرت عسكرى ( عليه السلام) خردمندانه مى‏فرمايد: «اكيس الكيسين من حاسب نفسه و عمل لما بعد الموت (16) ; زيركترين زيركان (و هوشمندترين افراد) كسى است كه به حساب نفس خويش پردازد (و پاسخگوى خدا و وجدان خويش باشد) و براى پس از مرگ خويش تلاش نمايد» .

5 - تقوا و پاكى راستى و امانتدارى

از مهم‏ترين و بارزترين ويژگى‏هاى مورد انتظار براى شيعيان و مؤمنان دو صفت نفسانى تقوا و ورع است كه انسان را در مقابل انجام گناه و دورى از محرمات حفظ و تقويت مى‏كند، و در كنار آن دو، دو صفت والاى امانتدارى و راستگويى است كه آنچنان اهميت دارد كه اساس نظم و انسجام و آرامش هر جامعه‏اى را مى‏توان با تقويت و ترويج اين اوصاف در ميان افراد جامعه پى‏ريزى نمود و مشكلات را حل و سعادت جوامع را تضمين نمود . امام حسن عسكرى ( عليه السلام) با تاكيد بر اوصاف فوق و برخى اوصاف ديگر خطاب به شيعيان خود مى‏فرمايد: «اوصيكم بتقوى الله و الورع فى دينكم والاجتهاد لله و صدق الحديث و اداء الامانة الى من ائتمنكم من بر اوفاجر و طول السجود و حسن الجوار فبهذا جاء محمد (ص) صلوا فى عشايرهم و اشهدوا جنائزهم وعودوا مرضاهم، و ادوا حقوقهم، فان الرجل منكم اذا ورع فى دينه و صدق فى حديثه و ادى الامانة و حسن خلقه مع الناس قيل هذا شيعى فيسرنى ذلك; (17) شما را سفارش مى‏كنم به تقواى الهى و ورع در دين خود و كوشش در راه خدا، راستگويى و رد امانت‏به هركه به شما امانت‏سپرد - خوب يا بد - و طولانى بودن سجده و خوب همسايه دارى; چرا كه محمد (ص) براى اين‏ها آمده است . در گروههاى آنها (مخالفان) نماز بخوانيد (يعنى در نماز جماعت‏شركت كنيد) و در تشييع جنازه آنها حضور داشته باشيد و بيمارانشان را عيادت، و حقوق آنان را ادا نماييد، زيرا اگر مردى (و فردى) از شما در دين خود ورع داشت و در سخنش راست گفت و امانت را رد كرد و اخلاقش با مردم خوب بود گفته مى‏شود اين شيعه است . پس من از اين (گفته) شادمان مى‏شوم .»

و در جاى ديگر فرمود: «المؤمن بركة على المؤمن و حجة على الكافر (18) ; مؤمن (و شيعه) بركتى براى مؤمن و (اتمام) حجتى براى كافر است .

6 - جزء بهترين‏ها باشيد نه بدترين‏ها

آن امام همام گاه به بيان افراد نمونه و برتر و همين طور افراد بدتر غير مستقيم انتظار خويش را از شيعيان ابراز مى‏دارد كه جزء بهترين‏ها باشيد، و آنان را اين‏گونه معرفى مى‏نمايد: «اورع الناس من وقف عند الشبهة، اعبد الناس من اقام على

الفرائض، ازهد الناس من ترك الحرام، اشد الناس اجتهادا من ترك الذنوب (19) ; پارساترين مردم كسى است كه در شبهات توقف كند، عابدترين مردم كسى است كه واجبات را به‏جا آورد، زاهدترين مردم كسى است كه از حرام دورى كند و كوشاترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند .»

در مقابل بدترين‏ها را نيز معرفى مى‏كند تاشيعيان آگاهانه يا ناآگاهانه جزء آن افراد قرار نگيرند، در حديثى آن حضرت فرمود: «بئس العبد، عبد يكون ذا وجهين وذالسانين يطرى اخاه شاهدا و ياكله غائبا، ان اعطى حسده و ان ابتلى خانه (20) ; بدترين بندگان بنده‏اى است كه داراى دو چهره و دو زبان باشد، در حضور برادرش او را مى‏ستايد و پشت‏سر، او را مى‏خورد (و غيبتش را گويد) . اگر به او چيزى عطا شود، حسد مى‏ورزد و اگر گرفتار گردد، به او خيانت مى‏كند .»

7 - عزت نفس و دورى از ذلت

انسان به عزت نفس و تكريم شخصيت‏بيش از همه چيز نيازمند است انسان مى‏تواند رنج گرسنگى و تشنگى را تحمل كند و با فقر و ندارى بسازد اما تحقير شخصيت و آزردگى روح و روان و پايمال شدن عزت انسان بسادگى قابل رفع و جبران نيست، ممكن است تا پايان عمر انسان را آزار دهد، خداوند عزيز انسان را عزيز آفريده و هرگز به او اجازه تحقير ديگران و يا شخصيت‏خودش را نداده . امام صادق ( عليه السلام) فرمود: «خداوند تمام امور مؤمن را به خود او واگذار نموده، ولى به او واگذار نكرده است (و اجازه نداده) كه ذليل باشد آيا سخن خدا را نشنيده‏اى كه مى‏فرمايد: «عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏دانند، پس مؤمن هميشه عزيز است و ذليل نمى‏باشد» (21)

به همين جهت‏يكى از انتظارات مهم حضرت عسكرى ( عليه السلام) در دوران غيبت امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) اين است كه شيعيان عزيز و با عزت باشند و هرگز خود را ذليل نكنند، در يكجا فرمود: «ما اقبح بالمؤمن ان تكون له رغبة تذله; (22) چه زشت است‏براى مؤمن (و شيعه) دل بستن به چيزى كه وى را خوار مى‏سازد» .

و در جاى ديگر دلسوزانه نصيحت نمود كه: «لا تمار فيذهب بهاؤك و لا تمازح فيحقر عليك; جدال و كشمكش مكن زيرا ارزش و شخصيت تو را از بين مى‏برد (و موجب خوارى انسان مى‏شود) و شوخى (بيش از حد) مكن تا مردم به تو جرات جسارت پيدا نكنند .» (23)

و گاه راهكارهاى رسيدن به عزت و دورى از ذلت را به شيعيان ارائه مى‏دهد و قاطعانه مى‏فرمايد: «ما ترك الحق عزيز الا ذل و لا اخذ به ذليل الا عز; هيچ عزيزى حق را رها نكرد مگر آنكه خوار و ذليل شد، و هيچ ذليل و خوارى به حق عمل نكرد مگر آن كه عزيز گرديد» (24)

8 - افتخار ما باشيد نه باعث‏سرشكستگى ما

يكى ديگر از مهمترين انتظارات امامان مخصوصا امام حسن عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان اين است كه از نظر رفتارى و اخلاقى به گونه‏اى رفتار كنند كه در بين جامعه بشرى عموما و در بين مسلمانان خصوصا الگو و نمونه باشند تا آنجا كه مردم بگويند اين‏ها شيعيان على ( عليه السلام) و امامان معصوم هستند، و اين‏ها تربيت‏يافتگان مكتب اهل بيت مى‏باشند .

به همين جهت‏حضرت عسكرى عاجزانه درخواست مى‏فرمايد: «اتقوا الله و كونوا زينا ولا تكونو شينا، جروا الينا كل مودة، و ادفعوا عنا كل قبيح، فانه ما قيل فينا من حسن فنحن اهله و ما قيل فينا من سوء فما نحن كذلك ... (25) از خدا پروا نماييد و زينت (و مايه سرافرازى ما) باشيد نه مايه ملامت (و سرافكندگى) همه دوستى‏ها را به سوى ما جذب كنيد و هر زشتى را از ما دور نماييد; زيرا هر خوبى كه در حق ما گفته آيد ما شايستگى آن را داريم و هر بدى كه درباره ما بر زبان برآيد ما چنان نيستيم ... (چرا كه) خداوند ما را پاك شمرده و هيچ كس غير از ما نمى‏تواند ادعاى چنين مقامى را نمايد مگر اين كه دروغ پرداز باشد .»

9 - از رياست‏طلبى پرهيز كنيد

از صفاتى كه سخت گمراه كننده و خطرناك است مقام خواهى‏ها و رياست‏طلبى‏ها است، بر كسى پوشيده نيست كه رياست‏طلبى‏ها چه ضربات شكننده‏اى بر پيكر اسلام وارد نموده و همين رياست‏طلبى بود كه خلافت را از مسير اصلى خويش خارج نموده و پيش آمد آنچه كه پيش آمد، و اين فرياد فاطمه (سلام الله عليها) است از دست رياست‏طلبى گروهى كه خلافت را غصب نمودند، آنجا كه فرمود: «اما (افسوس) كسى را مقدم داشتند كه خداوند او را كنار زده بود و كسى را كنار زدند كه خداوند او را مقدم داشت، تا آنجا كه ره آورد بعثت را انكار كردند و به بدعت‏ها روى آوردند، آن‏ها هوا پرستى و شهوت (و رياست‏طلبى) را برگزيدند و بر اساس راى و نظر شخصى عمل كردند هلاك و نابودى بر آنان باد، آيا نشنيدند كلام خدا را كه فرمود: «پروردگار تو آنچه را كه مى‏خواهد خلق مى‏كند و هرچه را بخواهد اختيار مى‏كند و براى آنان اختيارى نيست ... (26) » .

افسوس (كه سران سقيفه) آرزوها (و رياست‏طلبى‏هاى) خود را در دنيا تحقق بخشيدند و از آينده غافل ماندند، خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهايشان گمراه كند ... (27) »

و امروز در جامعه خود نيز شاهد رياست‏طلبى‏ها و مقام خواهى‏ها هستيم . خدا مى‏داند كه چه بودجه‏هاى كلانى در راه رسيدن به رياست‏خرج شده و مى‏شود . و از چه وسيله‏هايى كه براى رسيدن به مقام استفاده شده است و مى‏شود . عده‏اى براى رسيدن به مقام از آزادى‏هاى خلاف قانون و نامشروع نيز پشتيبانى كردند، و عده‏اى نيز براى رسيدن به رياست از تخريب ديگران بهره‏جسته و يا اسلام و ارزشهاى اسلامى را سپر رياست‏طلبى‏هاى خويش قرار دادند و ...

شرح اين هجران و اين خون جگر

اين زمان بگذار تا وقت دگر

امام حسن عسكرى ( عليه السلام) با توجه به اين خطرها است كه دردمندانه مى‏فرمايد: «اياك و الاذاعة و طلب الرياسة فانهما يدعوان الى الهلكة; از افشاى اسرار (ما اهلبيت ( عليهم السلام) و رياست‏خواهى دورى كن كه اين دو مايه هلاك و نابودى است .» (28)

10 - استوارى بر دين و ولايت در دوران غيبت

آخرين انتظارى كه در اين سطور بدان اشاره مى‏شود، انتظار حضرت عسكرى ( عليه السلام) از شيعيان خويش است در دوران غيبت كبراى امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف)، چرا كه يكى از دورانهاى بسيار سخت و طاقت فرسا كه صبر و استوارى فراوانى مى‏طلبد همين دوره است، انتظار آن حضرت اين است كه مردم و شيعيان دوران غيبت را تحمل كنند و از خود بردبارى و استقامت‏بخرج دهند، و بر دين الهى و امامت و ولايت ثابت و استوار بمانند، و دائما براى ظهور مهدى موعود (عجل الله تعالى فرجه الشريف) دعا نمايند، چرا كه «و الله ليغيبن غيبة لاينجوا فيها من الهلكة الا من ثبته الله عز و جل بامامته و وفقه للدعاء بتعجيل فرجه; به خدا سوگند (حضرت مهدى) غيبت طولانى خواهد داشت كه نجات پيدا نكند در آن دوران مگر كسانى كه خداوند عزيز و جليل بر قائل بودن (و اعتقاد) به امامت او استوارش نگهدارد، و توفيق دهد كه براى فرج آن حضرت دعا نمايد (29) » ، سخن را با اشعارى به ياد آن سفر كرده به پايان مى‏بريم:

فكر بلبل همه اين است كه گل شد يارش

گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش

اى كه از كوچه معشوقه ما مى‏گذرى

با خبر باش كه سر مى‏شكند ديوارش

اگر از وسوسه نفس و هوا دور شوى

به يقين ره ببرى در حرم اسرارش

آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست

هركجا هست‏خدايا به سلامت دارش

پى‏نوشت‏ها: -

1 . مسعودى و على بن عيسى اربلى تولد حضرت را در سال 231 ق دانسته‏اند .

2 . اصول كافى، ج 1، ص 503 .

3 . شيخ عباس قمى، الانوار البهية، ص 151 .

4 . محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج 5، ص 231 .

5 . بحارالانوار، ج 95، ص 348 و مصباح المتهجد، ص 787، روضة الواعظين، ج 1، ص 195 .

6 . بحارالانوار، ج 22، ص 431 .

7 . سوره نحل، آيه 44; سوره آل عمران، آيه 191 و سوره نحل، آيه 69 .

8 . آمار استخراج شده بر اساس اطلاعات كتاب «المعجم المفهرس‏» محمد فؤاد عبدالباقى (دارالحديث القاهره) مى‏باشد .

9 . محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 8، ص 115 و الحكم الزاهرة، ج 1، ص 19 .

10 . على بن شعبه حرانى، تحف العقول، ص 513 و 514 .

11 . سوره طه، آيه 126 .

12 . بحارالانوار، ج 71، ص 322، وسائل الشيعه، ج 11، ص 153 ; اصول كافى، ج 2 ص 55 و تحف العقول، ص 518، حديث 13 .

13 . تحف العقول، ص 518، حديث 14 .

14 . همان، ص 487 .

15 . حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 16، ص 98 .

16 . همان .

17 . همان، ج 8، ص 389، حديث 2 و تحف العقول، ص 518، حديث 12 و ميزان الحكمه، ج 10، ص 491 .

18 . تحف العقول، ص 519، حديث 20 و درچاپ انتشارات آل على (ع) ص 892، روايت 20 .

19 . همان، ص 519 ح 18، و انوار البهية، شيخ عباس قمى، ص 318 .

20 . تحف العقول (همان) ص 518، ح 14 و در چاب انتشارات آل على (ع)، ص 892 روايت 14 .

21 . ميران الحكمه، ج 5، ص 1957 .

22 . تحف العقول، ص 520 .

23 . بحارلانوار، ج 75، ص 371، ميزان الحكمه، ج 9، ص 135 .

24 . تحف العقول، ص 520 و در چاپ انتشارات آل على (ع)، ص 894، روايت 35 .

25 . همان، ص 518 و در چاپ آل على (ع)، ص 890، روايت 12 .

26 . سوره قصص، آيه 68 .

27 . محمد باقر مجلسى، بحارالانوار (بيروت، داراحياء التراث)، ج 36، ص 353 و ر - ك احقاق الحق ج‏21، ص 26 .

28 . تحف العقول (انتشارات آل على (ع)) ص 888، روايت 4 .

29 . شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 384 .

منبع:تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/16ساعت   توسط نغمه  |